خیلی ها معتقدند حتی اگر اصولگرایان با هم ائتلاف می کردند، جلیلی و ولایتی هم کنار می کشیدند باز هم اصولگرایان نمی توانستند پیروز این انتخابات باشند. اما من چنین اعتقادی ندارم .در این یادداشت سعی دارم به طور مختصر به عمده ترین آسیب هایی که مسبب این وضعیت شد بپردازم. عوامل مختلفی در شکست اصولگرایان نقش داشت که در اینجا به چند نکته اصلی اشاره می کنم:
با شروع مناظره سوم ورق انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برگشت و ما که خودمان را پیروز انتخابات می دانستیم درست از جایی بازی خوردیم که اصلا فکرش را نمی کردیم.
1- دکتر قالیباف در دفاع از خود درباره نواری سخن گفت که رسانه های بیگانه بخصوص بی بی سی برای کوبیدن وی آنرا به طور گزینشی پخش کرده بودند. این دفاع که در سه دقیقه و به طور ناقص صورت گرفت ضربه محکمی به قالیباف وارد کرد. پرونده تیر78 و نقش نیروی انتظامی در فضای چند دقیقه ای نه تنها درست باز و تبیین نشد بلکه باعث سوتفاهم هایی شد که تقصیرها را از گردن لباس شخصی ها و حتی دانشجویان به طور کامل برداشت و به دوش نیروی انتظامی و دکتر قالیباف انداخت و سبب بدبینی مردم نسبت به وی شد.
2- شمارش معکوس دقیقا و درست از جایی آغاز شد که دکتر ولایتی-که خود را اصولگرا معرفی کرده بود- در اقدامی تامل برانگیز و [البته سنجیده که هنوز نمی دانیم به چه دلیلی]سخنان دکتر سعید جلیلی را –که او هم یک اصولگرا بود- در مورد برنامه هسته ای ایران زیر سوال برد و در درستی موضعگیری و سخنان جلیلی نسبت به بحث هسته ای در اذهان عمومی تردید جدی ایجاد کرد.
شک ایجاد کردن در بحث هسته ای آن هم از سوی کسی که مشاور رهبر انقلاب است مردم را دچار بهت و شک کرد و از این رو گمانه زنی هایی مطرح شد که راه دیگری برای پیشبرد برنامه هسته ای وجود دارد که هزینه کمتری را برای مردم و نظام اسلامی داشته باشد و جلیلی چنین تدبیری را نداشته است.
با ادعای ولایتی و تاکید چندباره بر آن در مناظره ورق برخلاف جهت اصولگرایان به طور نامحسوسی برگشت، بسیاری از مردم که مشکلات اقتصادی بخصوص گرانی را در بی تدبیری های احمدی نژاد می دانستند حالا مساله هسته ای و تحریم را هم به آن اضافه کردند. از همین رو گذشته از کسانیکه کاندیدای منتخب خود را به طور قطع و یقین انتخاب کرده بودند عده ای که دچار تردید بودند نظرشان برگشت. زیرا در این میان روحانی هم جمله ای کلیدی را مطرح کرد و گفت: «اینکه سانتریفیوژها بچرخد و کارخانه ها نچرخد بهترست یا سانتریفیوژها نچرخد ولی کارخانه ها بچرخد؟» پس معتقد بودند هرکسی باید بیاید مگر جلیلی.
از این رو علاوه بر هواداران قبلی جریان اصلاحات رای های خاموش و تحریمی ها که تا پیش از این به خاطر توهم شان در تقلب در انتخابات 88یا هر دلیل دیگر نمی خواستند در انتخابات شرکت کنند در جهت «نه گفتن» به روش جلیلی در سیاست هسته ای و عواقب آن، به سمت روحانی که سیاست سازش را مطرح کرده بود، گرایش پیدا کرده و تصمیم گرفتند پای صندوق های رای حاضر شوند. اتفاقی که در دو روز آخر انتخابات به اوج خود رسید و درنظرسنجی های معتبر، مشخص شد که همچنان قالیباف درصدر است اما فاصله اش با روحانی کمی پایین تر آمده است و از سویی اقبال به سوی روحانی و عارف هم بیشتر شده است. این را جریان رقیب به خوبی فهمید زیرا آنها به خوبی می دانستند این خیزش در جهت از میدان به در کردن جلیلی است اما آنها به خوبی می دانستند چنانچه انتخابات به مرحله دوم کشیده شود نامزدشان هیچ شانسی برای پیروزی نخواهد داشت زیرا اگر یکی از نامزدهای شان با قالیباف وارد مرحله بعد شوند خواسته مردم حاصل شده است و هرکس غیر از جلیلی رییس جمهور است پس دیگر نیازی به این مشارکت گسترده نیست. بنابراین برای آنکه کار را تمام کنند بیش از این دست دست کردن را جایز ندانستند. اما از سویی می دانستند عارف به دلایل گوناگونی نمی تواند با قالیباف رقابت کند.از جمله اینکه عارف پشتش به خاتمی گرم است و مردم هنوز خاطره سال۸۸ را به یاد دارند.بنابراین گزینه بهتر روحانی است که هم اصولگرا به نظر می رسد و هم پشتوانه اش هاشمی است که قبلا در اقتصاد تا حدودی موف عمل کرده است و هم مردم نگرش مثبت تری را به او دارند. بنابراین دکتر عارف را که دوشنبه شب در کرمان در جمع هوادارن حاضر شده و قسم خورده بود که اصلاح طلب کنار نمی رود واداشتند تا عرصه را به نفع روحانی ترک کند تا انسجام میان آنها بیشتر و بیشتر شود و صفوف میان اصلاح طلبان اصولگرایان نزدیک به آنها یکسان شود. شاید بتوانند در همین مرحله اول کار را تمام کنند.این ائتلاف مصلحتی برای روی کارآمدن در حالی صورت گرفت که هاشمی قبلا در طول ۸سال دولت خاتمی بارها و بارها مورد حمله و تحقیر قرار گرفته بود.
اما برعکس اصولگرایان که از قبل به اجماع در مورد معرفی کاندیدای واحد نرسیده بودند با وجود احساس خطر با این باور که حتما انتخابات به مرحله دوم کشیده می شود به نفع نفر اول که رایش بیش از سایرین بود کنار نکشیدند. حتی دکتر حدادعادل هم که به ائتلاف پایبند بود و انصراف داد در دفاع از دکتر قالیباف به طور علنی سخنی به میان نیاورد و پس از آن نیز در محافل و مجالس به نفع قلیباف سخنرانی نکرد. از طرفی با عدم انصراف ولایتی[که به نظر می رسد تعمدی در آن بود] اصولگرایان میان سه نامزد مردد ماندند. مسئولین مختلف تصمیمات سریع و از سر تدبیر و هوشمندی نگرفتند! جامعه روحانیت بر سر دوراهی های تعارفات معمول و همیشگی ماندند و کاندیدایی را معرفی نکردند، علمای جامعه مدرسین با وجود خطای فاحش ولایتی در مناظره اکثرا او را اصلح معرفی کردند و این از هم گسیختگی بیشتر به کاهش رای آصولگرایان دامن زد.
3-اما در این میان سهم اشتباه جبهه طرفداران جلیلی بیش از هر گروه دیگر بود. انصراف ولایتی شاید تاثیر چندانی در آرا قالیباف نمی کرد اما انصراف جلیلی می توانست ورق را کاملا به نفع اصولگرایان برگرداند. زیرا آنها در نظرسنجی های واقعی و نه ساختگی شاهد آن بودند که رای های جلیلی بعد از مناظره نه تنها رو به پایین آمدن است بلکه آرا خاموش و تحریم کنندگان را نیز نفع جریان رقیب به سمت صندوق های رای جذب می کند و این صدمه به اصل انقلاب است با این وجود حاضر به کوتاه آمدن و کنار کشیدن نشدند.
4- اطرافیان سعید جلیلی در این میان نقش عمده ای داشتند. از یکسو علمای حامی وی بودند که بجای درک خطری که اصل نظام و اصولگرایان را تهدید می کند همچنان بر موضع خود ایستادند و بجای آنکه مصلحت اصل نظام و انقلاب اسلامی را در نظر بگیرند و زنده ماندن گفتمان انقلاب اسلامی را در شرایط فعلی در کنار کشیدن جلیلی بدانند و وی را تشویق کنند به خاطر برپا ماندن این گفتمان فداکاری کند و به نفع کاندیدای برتر اصولگرایی که رای اول را دارد کنار برود و به طور علنی برای او تبلیغ کند و طرفدارنشان را وادار به این کار کنند و عمل «صالح» را در این شرایط چنین کاری بدانند مدام از «انجام وظیفه» تحت هر شرایطی سخن گفتند و همچنان پافشاری کردند تنها جلیلی «اصلح» است و تحت شرایطی حتی اگر رقیب پیروز شود باید به او رای داد.یا اینکه در مرحله اول انجام وظیفه شرعی می کنند و در مرحله دوم به قالیباف رای می دهند. و با گفتن«خدا منتظر نظرسنجی نمی ماند» و تنها «انتخاب اصلح» هواداران را به توکل و دعای بدون تلاش و معجزه ارجاع دادند.طرفداران جلیلی هم که چشم شان به دهان این علما بود بنابر اعتمادی که به آنها داشتند با توسل به همین روش همچنان استوار در دفاع از جلیلی ماندند.
5-از سوی دیگر هواداران دیگر جلیلی بودند که جبهه خودی و اصولگرایی را با جبهه رقیب اشتباه گرفتند و بجای آنکه پرونده کارهای خطای رقیب را بیرون بکشند و دیگران را آگاه کنند قالیباف را که یک اصولگرا بود، رقیب دانسته و برای وی پرونده سازی کرده و دائم وقت خود را صرف هدایت هواداران قالیباف کردند. تمام اشتباهات شهرداران تهران طی سی و چهار سال گذشته را درآورده و یکجا به گردن وی انداختند. او را تکنوکرات نامیدند، به او نسبت های دروغی را دادند که هرگز در زندگی اش نه انجام داده و نه آن جملات را گفته بود. جریان رقیب هم با خوشحالی بر این موج سوار بود و بدون هیچ زحمت خاصی شاهد ضربه خوردن و حذف رقیب اصلی خود بود. بنابراین وقت خود را صرف معرفی و تبلیغ برای کاندیدای خود در میان مردم می کرد. حال آنکه هواداران قالیباف به جای تبلیغ برای وی مجبور به دفاع در برابر این حملات بودند.
5- جلیلی رای منفی دیگری را در سبد خود داشت که به شکل غیر محسوس و با چراغ خاموش حرکت می کرد و آن حضور وحید جلیلی برادرش بود که در عرصه فرهنگی فعال است و در برابر هنرمندان روشنفکر بود. وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی نیز به طور ناخواسته در این میان نقش برجسته ای داشت. نقشی که شاید خودش نیز هرگز به اهمیت آن فکر نمی کرد. وحید جلیلی که از سال88 تاکنون یکی از چهره های شاخص فرهنگی کشور به شمار می رود با جدی شدن حضور برادرش در انتخابات نقش پررنگی را میان هنرمندان روشنفکر ایفا نمود. جلیلی در این سالهای اخیر با موضعگیری صریح شدیدا انقلابی عملا مقابل جبهه روشنفکری ایستاد و به گونه ای برخورد کرد که شمشیرش را برای جماعت از رو بسته است.و در سالهای اخیر با برپایی جشنواره هایی چون عمار و ققنوس حضورش را در این عرصه بیش از پیش پررنگ و مواجهه اش را با هنرمندان روشنفکر را بیشتر کرده بود. بعد از سومین مناظره و با جدی شدن حضور جلیلی، یکی از گروه هایی که به شدت احساس خطر کردند روشنفکران هنرمند بودند. برای آنها مسلم و بدیهی بود که روی کار آمدن سعید جلیلی، به منزله باز شدن بیشتر دست وحید جلیلی خواهد بود که به حذف جریان مقابل یا تحت فشار قرار دادن آنها منجر خواهد شد. . از همین رو برای حذف تفکر این جبهه فکری بیش از پیش بسیج شده و برای از میان به در کردن رقیب وارد میدان شدند. جلیلی با حضورش ناخواسته آرا منفی را در سبد اصولگرایان و آرا مثبت را با جذب مخالفین برای از میدان به درکردن او و برادرش وحید به سبد اصلاح طلبان ریخت.
6- یکی دیگر از اشتباهات فاحش صورت گرفته از سوی اصولگرایان بحث ها و اختلاف نظرهایی بود که در مناظره با یکدیگر داشتند. بخصوص بحث ولایتی با جلیلی و بحث قالیباف با ولایتی. این موضوع باعث شد عده ای فکر کنند کسانیکه مدعی اند در یک سر طیف قرار دارند وقتی تکلیف شان با خودشان روشن نیست چطور می خواهند زمام امور را به دست گیرند و با همدلی با هم کار کنند؟
در پایان
به ولایتی که امیدی نمی رفت از یکسو مشخص بود رای چندانی ندارد و از سوی دیگر در لج و لجبازی و در برنامه ای که هنوز برای ما روشن نیست و معلوم نبود و نیست چه چیزی را در سر می پروراند هم کنار نمی رفت! اما چنانچه جلیلی و طرفدارانش موقعیت را به گونه ای واقعی و نه براساس تصورات خود سنجیده و گفتمان انقلاب اسلامی را در عمل و نه با شعار و حرف فدای مصلحت سنجی های ساختگی خود نمی کردند و به موقع کنار می رفتند از دو جهت ما شاهد واقعه روز جمعه نبودیم:
1-اول آنکه در اولین فرصت او و هوادارانش به یاری قالیباف می آمدند و او را از تهمت و افترایی که راجع به تیر78 نسبت دادند نجات می دادند،و به نفع او عملکرد مثبتش را در طی سالهایی که کار اجرایی انجام داده بود تبلیغ می کردند.
2- رای های خاموش که از ترس آمدن جلیلی به طرف روحانی می خواستند سرازیر می شدند دیگر با آرامش از عدم حضور وی پای صندوقها نمی آمدند و چه بسا به قالیباف که مرد میدان عمل و مدیر با تجربه بود رای می دادند یا کار به مرحله دوم کشیده می شد و در این مرحله قالیباف بالا می آمد.
همان علمایی هم که در حمایت از جلیلی سخنرانی می کردند چنانچه همان حمایت را در میان مردم به قالیباف معطوف می کردند دیگر کار به نفع جبهه اصولگرایی تمام شده بود و این بار گفتمان انقلاب اسلامی فدای خودخواهی های یک عده نمی شد.
پی نوشت: این متن قصد زیر سوال بدن دکتر جلیلی و خدمات او در این چند سال را ندارد بلکه چنانچه بخواهیم از اشتباهات گذشته درس بگیریم و خودمان را بازسازی مجدد کنیم نیاز داریم که اول از همه و بیش از هرکس، خودمان، خودمان را نقد کنیم.
این بار که گذشت اما باید هوشیار باشیم جریانی که فهم صحیح از دین و مصلحت و اصلح ندارد و تنها با کلمات بازی می کند بیش از این به ما ضربه نزند.
در این میان موضعگیری حجت الاسلام پناهیان بیش از هرکس اسباب تعجب است. حتی بعد از انتخابات هم بر موضع خود ایستاده است و بدون تحلیل درستی از دلایل نتایج آرا باز هم گفته است نتیجه چیزی غیر از این نمی شد!!!
و باز هم تکرار خطبه مولا امیرالمومنین:
شگفتا به خدا كه هماهنگي اين مردم در باطل خويش و پراكندگي شما در حق خود، دل را ميميراند و اندوه را تازه ميكند.. دلم از دست شما پر خون است.. ديني كو كه جمع و فراهمتان دارد؟
خطبه 28 نهج البلاغه
رفتار اصولگریان بعد از پیروزی دکتر روحانی را با رفتار التهاب آفرین اصلاح طلبان بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در سال 88مقایسه کنید و خودتان قضاوت کنید.
امروز دکتر قالیباف و دکتر جلیلی جداگانه به دیدار روحانی رفتند.
برچسبها: جلیلی, وظیفه, حمایت, گفتمان انقلاب اسلامی
[ دوشنبه 27 خرداد1392 ] [ 2:59 ] [ فائزه ساسانی خواه ]
[ ]






