تبليغاتX
زبان و زندگی روزمره

زبان و زندگی روزمره

صدای خاموش
اطلاعیه شماره دو جایزه ادبی شهید ساسانی خواه

اطلاعيه  شماره 2:

طي اين مدت كه ارسال آثار شركت كنندگان در مسابقه آغاز شده است چند نكته حائز اهميت است:

1-آثار ارسال شده حتما بايد در فايل WORDريخته شده و ارسال شود.

2-نوشتن مشحصات دقيق نويسنده اثر الزامي است:نام،نام خانوادگي ،شهر و آدرس دقيق،

شماره تماس،كدملي و شماره شناسنامه،تحصيلات و سن.

3-مشحصات نويسنده بايد داخل متن و ابتداي اثر باشد.

4-هر شركت كننده مي تواند براي هر بخش تنها دو اثر ارسال نمايد.

5- داستانهاي ارسال شده چنانچه از استاندارد خواسته شده(2هزار و پانصد كلمه بيشتر باشد)

پذيرفته نخواهند شد.

6-اثر ارسال شده چنانچه متعلق به شخص ديگري باشد مسئوليت آن تنها برعهده  ارسال كننده

 اثر است.

7-اسامي راه يافتگان به مرحله دوم در تاريخ20خردادماه در وبلاگ انارستان منتشر خواهد شد.

۸-اثر ارسال شده دقیقا مشخص باشد داستان کوتاه است یا خاطره.

*****نكته مهم و عذرخواهی

 

 

قرار بود از 18ارديبهشت ماه (همزمان با سالروز شهادت شهید)آثار پذيرفته شده در مرحله اول

 به ترتيب ارسال آثار در وبلاگ انارستان منتشر شود اما به دليل آنکه آثار پذیرفته شده

در مرحله اول باید توسط داوران مورد بررسی قرار گیرد و بنابر سنت قدیمی داوران نباید

نام و مشخصات نویسنده اثر را بدانند از انتشار آثار فعلا معذوریم.

از این بابت از خوانندگان وبلاگ و شرکت کنندگان در مسابقه که مایل بودند آثارشان

منتشر شود عذرخواهی می شود.

 

+نوشته شده در دوشنبه 25 اردیبهشت1391ساعت19:19توسط فائزه ساسانی خواه |
سی امین سالگرد شهادتت مبارک

 

شایسته ات نبود که تسلیم نان شوی

غرق سکوت شهر ، اسیر گمان شوی

مانند آسمان خدا ، بی کران شوی

کوه از نگاه شعله ورت خوب خوانده بود

ماندی به این امید که آتشفشان شوی

شایسته ات نبود بمانی  کبوترم!

تا هم پیاله با نفس کرکسان شوی

دریا شدی ، ستاره شدی ، آسمان شدی

جان دادی  ای پرنده که تا «جمله جان شوی»

اینجا نبود عرصهء روح رهای تو

رفتی که در هوای جنون  لا مکان شوی

رخصت بده دوباره که ای شعلهء مدام

مضمون آتشین غزل هایمان شوی

 

محمد جان سی امین سالگرد شهادتت مبارک.


برچسب‌ها: سی امین سالگرد شهادت محمد ساسانی خواه
+نوشته شده در یکشنبه 17 اردیبهشت1391ساعت20:52توسط فائزه ساسانی خواه |
جایزه ادبی شهید محمد ساسانی خواه

پرستو اهل بهارست

و بهار فصل هجرت

پس مخواه از پرستو ماندن را...

با احترام به مردان و زناني كه با ايثار و پايداري شان «ادبيات پايداري و مقاومت »را آفريدند.

اولين مسابقه اينترنتي ادبيات دفاع مقدس وي‍ژه سي امين سالگرد شهادت شهيد

محمد ساساني خواه از شهداي فتح خرمشهر برگزار مي شود.

علاقمندان به شركت در اين مسابقه مي توانند در دو بخش «داستان كوتاه و خاطره نويسي دفاع

 مقدس» در اين مسابقه شركت كنند.

آثاري كه در مرحله اول داوري پذيرفته شوند به ترتيب ِارسال ِ آثار از 18ارديبهشت ماه،سالروز

 شهادت شهيد در وبلاگ انارِستان(وبلاگ ويژه شهيد)منتشر خواهد شد.

مرحله دوم پس از اتمام مهلت ارسال آثار توسط داوران انجام خواهد شد.

 

شرايط شركت در جشنواره:

-سن افراد شركت كننده نبايد كمتر از بيست سال باشد.

-هر فرد مي تواند حداكثر دو اثر منتشر نشده خود را در مسابقه شركت دهد.

-داستان ها و خاطرات نبايد در جشنواره هاي ديگر رتبه اي كسب كرده باشد.

-داستان هاي ارسال شده نبايد از 2000كلمه بيشتر باشد.

-خاطرات ارسالي نبايد بيش از2000كلمه باشد.

-خاطرات مي تواند مربوط به هشت سال دفاع مقدس و بازديد از سرزمين راهيان نور باشد.

-شركت در هر دو بخش مسابقه،مانعي ندارد.

-برگزيدگان هر بخش طي مراسمي معرفي و جوايزي به رسم يادبود دريافت خواهند كرد.

-مطالب ارسال شده بايد در فايلWORDبا قلم TAHOMAاندازه12(دوازده)باشد.

-نوشتن نام،نام خانوادگي،سن،تحصيلات،آدرس و شماره تلفن در انتهاي متن الزامي است.

-متن ارسال شده مشخص باشد مربوط به کدام بخش مسابقه است.

داستان ها و خاطرات بايد به آدرس اينترنتيfsasanikhah@yahoo.comارسال شود.روي ايميل

نوشته شود:مربوط به جايزه ادبي شهيد محمد ساساني خواه./داستان یا خاطره(بستگی به انتخاب شما دارد.)

 

موضوعات اصلي در بخش داستان كوتاه عبارتند از:

-شهدا و زندگي روزمره

-فرزندان شهدا و ايثار گران و زندگي روزمره

-شهيد و بيداري اسلامي

-زنان و دفاع مقدس

-خرمشهر

-انتخاب موضوع هاي ديگر در حوزه دفاع مقدس مانعي ندارد.

-مهلت ارسال آثار تا10خرداد1391سالروز تولد شهيد است و آثار ارسال شده پس از اين زمان

پذيرفته نخواهند شد.

 

 

اخبار مسابقه و نتايج مربوط به آن در همين وبلاگ و وبلاگ انارستان به اطلاع علاقمندان خواهد رسيد.

گفتني است اين مسابقه توسط خانواده شهيد برگزار خواهد شد.

 

 


برچسب‌ها: مسابقه داستان کوتاه ویژه سی امین سالگرد شهید
+نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391ساعت19:30توسط فائزه ساسانی خواه |
سال نو مبارک
ز کوی یار می آید نسیـــــــــــم باد نوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی

سال نو پیشاپیش مبارک.

عکس: تزیین سفره هفت سین ویژه نوروز 90

+نوشته شده در دوشنبه 29 اسفند1390ساعت18:45توسط فائزه ساسانی خواه |
زنان ایرانی پرورش فرزندان شجاع و انقلابی را به ما بیاموزند
خانم دکترشیما الدمرداش العقالي، متولد کشور مصر است. در سال 1997 لیسانس ادبیات و زبان فارسی را در دانشکده عین الشمس و سپس مدرک کارشناسی ارشد مطالعات اسلامي و خاورمیانه را در سال 2001 از دانشگاه ادینبرو انگلستان گرفت. موضوع پایان نامه‌اش در مقطع کارشناسی ارشد انقلاب و دولت ایران بود؛ دوره دکترا را در سال 2010 در دانشکده ادبیات دانشگاه عین الشمس با موضوع نظریه ولایت فقیه به پایان رساند. وی یکی از زنان انقلابی فعال در مصر است.
 
 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 یک سال است که کشور مصر سرنوشت دیگری را برای خود رقم زده است، آیا این انقلاب قابل پیش بینی بود؟ با توجه به شرایط موجود این انقلاب را تاچه حد موفق می‌دانید؟
انقلاب مصر به سبب چند دهه ظلم و ستم بر ملت مصر شکل گرفت، ولی از آنجا که انقلاب‌ها را با نتایج‌شان می‌سنجند، هنوز خیلی زود است درباره نتایج و دستاوردهای این انقلاب و شکست یا موفقیت آن قضاوت کنیم. لذا ما اکنون در مرحله «انتقال به عدالت» هستیم که خود از سخت‌ترین مراحل دولت‌سازی برای ملت‌هاست، چرا که نیروهای متعارض سعی دارند دولت جدید را مطابق با منافع خودشان تشکیل دهند.
  
زنان مصری با چه مشکلاتی روبرو هستند که امیدوارند پس از پیروزی انقلابشان این مشکلات برطرف شود؟
نمی‌توان گفت این انقلاب مستقیماً مشکلات زنان را حل می‌کند، ولی امیدواریم معضلات خانواده و به تبع آن زنان مصری را کاهش دهد.

 زنان در انقلاب‌های منطقه نقش بسیار فعالی در پیش‌برد انقلاب داشته و دارند. حضور فعالانه زنان مصر و به طور کلی زنان کشورهای اسلامی چه تاثیری می‌تواند در ایجاد روحیه انقلابی و پیشبرد اهداف انقلاب داشته باشد؟
زنان مصری و بطور کلی زنان شرقی قوی هستند و هرگاه چیزی را اراده کنند آنقدر پیگیری و مقاومت می‌کنند تا به هدفشان برسند. همه جا زنانی هستند که جهان را مبهوت خود کرده‌اند؛ اگرچه در کانال‌های ماهواره‌ای نشان داده نمی‌شوند، ولی نقش بزرگی در پشتیبانی از انقلاب‌های عربی تونسی، مصری، یمنی و بحرینی دارند. می‌خواهم اینجا از فرصت استفاده کنم و به ویژه به زنان بحرینی تبریک بگویم، زیرا موضوع بحرین و آنچه در بحرین می‌گذرد عمیق‌تر از دیگر کشورهای عربی است و رفتار حکومت آل خلیفه یک جنگ تمام عیار بر ضد ملتی بدون سلاح است. انقلاب بحرین تنها نهضت و انقلاب ملتی بی‌سلاح در برابر نظام مستکبر آل خلیفه و آل سعود نیست، بلکه این ملت در جنگ با رسانه‌های عربی و بین المللی است که سعی دارند وجهه آن را تخریب کرده و این انقلاب را به اختلافات مذهبی منتسب کنند.

علیرغم همه تلاش رژیم برای دور نگه‌داشتن مردم بویژه زنان از فعالیت سیاسی، زنان فعالانه در صحنه حضور دارند. به نظر شما زنان دنبال چه چیز هستند که حاضرند برای انقلاب‌شان هرنوع هزینه‌ی را بپردازند؟
آنچه رخ داد نوعی انفجار بود؛ انفجار آزادی در برابر ستم و سرکشی و هنگامی که سطح ظلم و استبداد به نهایت خود می‌رسد مردم احساس ترس را از دست می‌دهند و بالعکس به آنها نوعی حالت شجاعت نامحدود دست می‌دهد که در این حالت هر عملی را می‌توان از انسان مورد ستم انتظار داشت.


  
حضور زنان در این انقلابها جنسیتی است یا فراجنسیتی؟
در این انقلاب مطالبات زنانه خاصی وجود ندارد، بلکه بیشتر خواسته‌های انسانی و بشری همچون تأمین معاش، آزادی و عدالت اجتماعی مطرح بوده است.
 
پس از پیروزی انقلاب در کشورهای اسلامی وظیفه زنان چیست؟
لازم است زنان حقوق و و تکالیف‌شان را بشناسند که از مهم‌ترین آن ها  پرورش نسلی قوی، شجاع و با عزت نفس است که بتواند دولتی جوان برای مقابله با  استکبار جهانی و صهیونیستی ایجاد کند.
 
حکومت بحرین سعی دارد با تهدید عفت و حریم زنان، مردم را از ادامه قیام علیه این حکومت دیکتاتوری باز دارد. رفتار وحشیانه و به دور از انسانیت دولت‌های دست نشانده با زنان و کودکان و نقض گسترده حقوق آن ها این سئوال را نزد صاحب‌نظران مطرح کرده که چرا نهادهای حامی حقوق بشر در مقابل این جنایات، اقدام جدی انجام نمی‌دهند؟
زیرا انقلاب بحرین به خصوص باب میل استکبار جهانی و دولت‌های مدعی عدالت و انسانیت‌شان نیست، دولت‌هایی که اصلا بویی از این مقولات نبرده‌اند! نظام حاکم در بحرین در حق مردمش نه دین می‌شناسد و نه عهد و پیمان و نه مراعات حقوق ملی و شهروندی. برای همین است که قوی‌ترین شعار ملت بحرین در انقلاب شان "هیهات منا الذلة" است. من در میان مردم بحرین زنان زینبی زیادی می‌بینم که برای یاری دین و حق به پا خاسته‌اند و حرف من به ایشان همان کلام خداوند عز و جل است: "یا أیها الذین آمنوا إن تنصروا الله ینصرکم و یثبت أقدامکم."

بعضی ها مایلند انقلاب های صورت گرفته در جهان اسلام را صرفا به بهار عربی تعبیر کنند، نظر شما چیست؟ آیا حضور زنان محجبه نشانه پررنگ بودن اسلام‌خواهی در این انقلاب‌ها نیست؟
به نظر من مشغول شدن به اسامی ظاهری ما را از زیبایی درونی غافل می‌کند مخصوصا که نسبت زنان محجبه در مصر بسیار بالاست و ملت مصر ملتی فطرتاً متدین است و توجه و اصرار ویژه‌ای بر نمازهای جماعت در مساجد دارند.

به نظر شما چه پتانسیلی در اسلام وجود دارد که مسلمانان را بعد از تجربه انواع حکومت‌های سکولار، ناسیونالیسیم عربی و رژیم‌های سلطنتی و ...به این سمت کشانده است که بخواهند حکومت اسلامی تشکیل دهند؟
نظام سابق مصر خود با دشمنی‌های آشکار و بی پرده‌اش به ایجاد یک حالت همدلی بین مردم کوچه و بازار و جریان‌های دینی کمک کرد و همانطور که قبلا گفتم ملت مصر ملتی فطرتا متدین است و اگر فرصت انتخاب داشته باشد گزینه اسلامی را برمی‌گزیند. 

موفقیت مصر به عنوان کشور مهم عربی که تمدن قدیمی دارد،هم مرز با سرزمین های اشغالی است و در قاره آفریقاست و بر کشورهای عربی-آفریقایی تاثیر گذارست چقدر می‌تواند برای الگوگیری سایر کشورهایی که هنوز انقلاب نکرده‌اند موثر باشد؟
مصر به لحاظ جغرافیایی و اهمیت تاریخی‌ای که دارد هرگز اجازه نخواهد داد امریکا سکان کشتی آن را در مسیری غیر از مسیر مورد اراده‌اش براند. آنچه از رفت و آمدها و دیدارهای مسؤلین آمریکایی با مسئولین جدید مصری مشاهده می‌کنیم تلاش امریکا برای رسیدن به یک توافقی است که تضمین کننده منافع آن در منطقه و امنیت رژیم صهیونیستی و تاکید بر ضرورت احترام به معاهده کمپ دیوید و تضمین عدم تخلف از هیچ یک ار بندهای آن است که در واقع آزمایشی حقیقی برای اخوان المسلمین در موضوع توافقاتشان با خواسته‌های امریکاست.

شما دوره دکتری‌تان را در مورد انقلاب ایران خوانده‌اید، چرا مطالعه در مورد ایران را انتخاب کردید؟
انتخاب زبان فارسی در دوره لیسانس به معنای واقعی قسمت بود و توفیق الهی بود که توانستم برای ادامه تحصیل به بریتانیا بروم و زیرنظر یکی از بزرگترین شرق شناسان منصف نسبت به ایران کار کنم. سپس به فضل خدا در مقطع دکترا  به مطالعه اندیشه ایرانی پرداختم و تحت نظر یکی از فاضل ترین اساتید مطالعات ایران در مصر –دکتر محمد السعید عبد المؤمن- نظریه ولایت فقیه را موضوع پژوهشم قرار دادم. تمام گام‌هایی که برداشتم تقدیر الهی بود و من یقین کامل دارم که پروردگار برای همه بندگانش چیزی جز خیر مقدر نمی‌کند.

 در سیر مطالعاتی‌تان به چه نکات جالب و برجسته‌ای در مورد انقلاب ایران رسیدید؟
انقلاب اسلامی ایران با تمام جزئیاتش نیازمند سالها مطالعه و پژوهش است، چرا که یک انقلاب مردمی به معنای واقعی است که بر ضد یک شاه قدرتمند و مورد حمایت غرب شکل گرفت و رهبر این انقلاب دارای کاریزمایی بود که در عصر ما کم نظیر است. سخنرانی‌های وی که به دست جوانان مؤمن می‌رسید، شعله انقلاب را برافروخت تا جایی که در نهایت نظام استیدادی ستمگر را سرنگون ساخت. انقلاب ایران انقلابی بود که با کمک خداوند و به دست مردم مومنی که برای رسیدن به آزادی و رهایی از بندگی ظلم جنگیدند به ثمر نشست.
 
 

به نظرتان حمهوری اسلامی ایران در شکل گیری این انقلاب‌ها و الهام بخشی به کشورهای عربی و اسلامی نقش داشته و دارد؟
حکومت‌های عربی به مدت سی و سه سال نگران صدور انقلاب ایران به کشورهایشان بوده‌اند. به این اتهام که هر کجا جمهوری اسلامی رفته انقلابش را هم صادر کرده است. و از آنجا که حاکمان ستمگر در هر جایی از رسیدن کلام حق به گوش مردم می‌ترسند، لذا فضایی ایجاد کردند که می‌توان آن را "ایران هراسی" نامید. در این فضا هر کسی که به فرهنگ و اندیشه ایرانی نزدیک می‌شد، قاعدتا وارد کننده انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌شد. هنگامی که این اتهام هم رنگ باخت اتهام جدیدی اختراع کردند به نام  "گسترش تشیع" و این که جمهوری اسلامی ایران سعی دارد اندیشه‌هایش را از طریق شیعه کردن اهل سنت مخصوصا در مصر بسط و گسترش دهد. به همین سبب است که به انقلاب بحرین اتهام مذهبی و  شیعی بودن و ضدسنی گرایی می‌زنند و بر اساس همین اتهام  با نیروهای "سپر خلیج "علیه مردم بحرین جنگ به راه انداختند. سؤال اینجاست که آیا نیروهای "سپر خلیج" به جای مقابله با دشمن صهیونیستی باید به جنگ با یک ملت مسلمان بی سلاح که در برابر حاکمی ظالم انقلاب کرده برخیزد؟ اینها مدعی چه اسلامی هستند؟

زنان مسلمان ایرانی چه نقشی در الهام بخشی به زنان مسلمان مصر و سایر کشورها داشته‌اند؟ از نظر شما زنان مسلمان انقلابی ایرانی چه ویژگی هایی دارند؟
اگر بخواهم با شما صریح باشم باید بگویم زنان مصری خواهران ایرانی شان را زیاد نمی‌شناسند و این به سبب سیاست نظام سابق بوده است، چراکه روابط دیپلماتیک بین دو کشور پس از انقلاب اسلامی ایران قطع بوده و تعداد زنان ایران در مصر زیاد نیست به جز همسران مجموعه حافظ منافع ایران در مصر که از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی‌کنند. و اگر هم زنان ایرانی هستند که با ویزای غیرایرانی از مصر دیدن می‌کنند باقی‌ماندگان طرفداران شاه هستند که پس از انقلاب، ایران را به سبب دشمنی‌شان با نظام اسلامی ترک کردند، پس نمی‌توانند نماینده زنان ایرانی محسوب شوند. به اعتقاد شخصی من زنان ایرانی همگی انقلابی‌اند و آماده هستند از آنچه به آن ایمان دارند دفاع کنند.  

سی سال قبل سفارت آمریکا در تهران اشغال شد و امسال شاهد بودیم سفارت اسراییل در قاهره اشغال شد چه شباهتهایی میان این دو حرکت وجود  دارد؟ اصولا حضور زنان در این حرکت چگونه بود؟
تشابهات زیادی بین دو انقلاب ایران و مصر وجود دارد که در واقع تقدیر الهی است. مثلا شاه ایران را در 11 فوریه 1979 ترک کرد و دقیقا در همین تاریخ در 11 فوریه 2011 حسنی مبارک از قدرت کناره‌گیری کرد. تسخیر سفارت آمریکا (لانه جاسوسی آمریکا) توسط جوانان ایرانی نشانه نپذیرفتن قیمومیت آمریکا بر ایران بود و حمله جوانان مصری هم به سفارت اسرائیل نشانگر نپذیرفتن و رد هر نوع عادی سازی روابط با اسرائیل از سوی آنهاست. مسلما برخی از زنان در ماجرای حمله به سفارت نقش داشته‌اند، اما من شخصاً در این مشارکتی نداشتم.

 از زنان مسلمان جهان اسلام، به خصوص زنان ایرانی درجهت حمایت از انقلاب‌های منطقه و حمایت از حقوق انسانی مبارزین مسلمان در کشورهای انقلابی چه انتظاری دارید؟
از خواهران ایرانیم توقع دارم به ما بیاموزند چگونه پس از انقلاب نسل جوان رشیدی را با وجود محاصره و تحریم و فشار پرورش دادند.

شما به تازگی به ایران سفر کرده بودید، نقش و جایگاه زنان را در ایران چگونه دیدید؟
ما از ایران بازگشتیم در حالی که من و همراهانم از دیدن زنان ایرانی مومن و متدین و در عین حال موفق متحیر شده بودیم. حقیقتاً این زنان الگوی خوبی هستند.

 باتوجه به فضای بوجودآمده در جامعه مصر و تغییرات احتمالی چگونه می‌شود اتحاد و همدلی میان زنان ایران و مصر برقرار کرد تا به نفع زنان و به طور کلی مردم هر دو کشور باشد؟
ما باید هشیار باشیم که در دام تکفیر یکدیگر نیافتاده و به جنگ با هم مشغول نشویم در حالی دشمن ما در کمین است تا ثروت‌هایمان را غارت کرده و سرنوشت‌مان را بازیچه خود قرار دهد. باید در مقابل دشمن متحد شویم؛ دشمنی که شیعه و سنی برایش تفاوت نمی‌کند، اما از اختلافات مذهبی برای ایجاد فتنه بین ما استفاده می‌کند و در راستای اصل استعماری قدیمی «تفرقه بیانداز و حکومت کن» پشت سر هم به ما ضربه وارد می‌آورد.

و حرف آخر؟
من زنان ایرانی را به صبر در برابر سختی‌ها نصیحت می‌کنم و به همسران شهدا، مخصوصا همسر دانشمند جوان شهید «مصطفی احمدی روشن» و همه همسران، مادران، فرزندان و خانواده‌های دانشمندان شهیدی که توسط دستان ناپاک ترور شدند تسلیت عرض می‌کنم و آرزوی ثبات قدم و تأیید الهی برایتان دارم.

 با تشکر، ما هم برای شما و مردم انقلابی مصر آرزوی موفقیت و پیروزی داریم.

مصاحبه حاضر  را از یکی از زنان انقلابی مصر گرفته ام که آبان ماه به ایران آمده بود.این مصاحبه در دخت ایران منتشر شده است.

+نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن1390ساعت15:33توسط فائزه ساسانی خواه |
انرژی هسته ای با سرمایه گذاری حق مسلم ماست
تا کی باید شاهد باشیم اسراییل نخبه های ما را ترور کند و ما هم خیلی هنر کنیم در تشییع پیکر آنها شرکت کنیم و قطره اشکی بریزیم و چند بار «مرگ بر اسراییل» و« انرژی هسته ای حق مسلم ماست» بگوییم و خیال کنیم دین مان را ادا کردیم و بعد هم برویم پی روزمرگی خودمان!خب این هم یک روش مبارزه با دشمن است دیگر.اما روش های مفیدتری هم هست که مو لای درزش نمی رود و اشک دشمن را در می آورد.چه روش هایی ؟مثلا بنشینیم و حسرت بخوریم که یکی دیگر از دانشمندان هسته ای مان را هم ترور کردند و جمع شهدای هسته ای شد چهار نفر.یا برای خنک شدن دل داغدارمان بنشینیم توی اتوبوس و تاکسی و محافل خانوادگی و فامیلی هی بدوبیراه به مسئولین بگوییم که چرا درست و حسابی از نخبه هایمان محافظت نمی کنند و محافظ آنچنانی و ماشین ضدگلوله و ضد بمب در اختیارشان نمی گذارند. اما روش بهتری هم هست اینکه توی این سایت و آن سایت برویم و کامنت گذاریم و قاتل را ناله و نفرین کنیم!

خداوکیلی این روش ها،روش درستی برای مبارزه با دشمنی است که دو سالست شعار دادن را کنار گذاشته و هدفمندانه و با تمام قوا به میدان آمده است و رسما دانشمندان مان را در روز روشن ترور می کند؟

این همه جوان در این کشور زندگی می کنند که می توانند برای مبارزه منطقی با اسراییل و آمریکا ایده و طرح بدهند، و میلیونها جوان هستند که حاضرند برای به سرانجام رساندن این ایده ها هرکار از دست شان برمی آید انجام دهند،آن وقت نشسته ایم و دست روی دست گذاشته ایم و هرکدام منتظریم دیگری کاری انجام دهد و ما برایش هورا بکشیم.

هرکدام از ما می توانیم در مقابل این طرح نخبه کشی که برای متوقف کردن پرونده انرژی هسته و ایجاد جو رعب و وحشت میان دانشمندان این حوزه است طرحی نو بدهیم و جلوی گستاخی ها و وحشی گریهای اسراییل بایستیم.

shahid2.jpg

حاشیه ها را کنار می گذارم و یک راست می روم سر اصل مطلب.برای اینکه خودم ادعا نکرده باشم در این زمینه دو پیشنهاد دارم که امیدوارم بتوانیم به سرعت آن را عملیاتی کنیم(ترجیحا تا قبل از چهلم شهید مصطفی احمدی روشن):یک پیشنهاد را در این پست مطرح و دیگری را شاید در پست بعدی مطرح کردم:

پیشنهاد اولم اینست به طور خودجوش در یکی از پروژه هایی که یکی از شهدای انرژی هسته ای می خواست آن را انجام دهد و ناتمام ماند سرمایه گذاری و مشارکت کنیم.چطور؟ساده است. اگر هرکدام از ما حداقل دوهزار تومان(می گویم حداقل و حداکثر هرچقدر کرمتان است) بگذاریم و این پولها روی هم جمع شود مبلغ قابل توجهی خواهد شد و می توانیم آن را به شهدای ترور هسته ای اهدا نماییم.فکر کنید حداقل پنج میلیون نفر هم در این طرح شرکت کنند آن وقت چه مبلغ هنگفتی جمع می شود!

حتی می توانیم طوری برنامه ریزی و تبلیغ کنیم تا به طور نمادین برای مشارکت بیشتر پول غذای یک روز،دو روز یا یک هفته دانشجویان،یا خرید مایحتاج غیر ضروری مان مانند کفش،لباس،روسری،کاپشن و غیره را فاکتور گرفته و پول آن را صرف این حرکت کنیم تا پول بیشتری جمع شود.

آنچه مهم است حفظ جنبه مردمی بودن آن است که اگر توسط یکی از نهادهای فرهنگی دانشگاه مانند جهاد دانشگاهی که از متولیان این امر بوده سرپرستی شود بسیار عالی است.جمع شدن پول زیر چتر یکی از نهادهای فرهنگی(فقط فرهنگی) از جهت اعتمادبخشی به کسانی که پول اهدا می کنند مهم است تا از طرفی هرکسی هم مدعی آن نشود و خدای ناکرده سو استفاده ای در این بین نشود.

 نهادهای فرهنگی دانشگاه صنعتی شریف یا دانشجویان یا اساتید این دانشگاه که داغدار دانشجوی شهیدش مصطفی احمدی روشن هستند جهت برعهده گرفتن مسئولیت اصلی این طرح اولویت بیشتری نسبت به سایر دانشگاه ها دارند.سایر دانشگاه ها و مراکز یا افراد هم به صورت زنجیره ای از سراسر کشور شروع به جمع آوری پولها از خانواده.دوستان و آشنایان کنند و در نهایت این پولها یکجا جمع شده و طی تشریفاتی خاص در حضور خانواده های شهدای ترور هسته ای به دکتر فریدون عباسی تقدیم شود تا جهت جلو انداختن پروژه یکی از این چهار شهید برحسب اهمیتی که برای کشورمان دارد استفاده و خرج کنند.

نتیجه ای که این حرکت برای کشور ما دارد:

1-این حرکت بازتاب جهانی خواهد داشت.

2-پایگاه مردمی انرژی هسته ای را نشان خواهد داد.

3-دانشمندان ما را دلگرم تر خواهد کرد.

4-به آمریکا و اسراییل نشان می دهد ما نه تنها از حق خود کوتاه نخواهیم آمد،بلکه در شرایط تحریم برای این حق مسلمی که طبق قوانین بین الملل برای همه کشورها از جمله کشورما تعیین شده خودمان برای این کار سرمایه گذاری خواهیم کرد.

5- به دنیا نشان می دهد اگر اسراییل و آمریکا تهدید علیه ایران را از حرف به عمل تبدیل کرده اند ما هم با شیوه ای منطقی و عملی پاسخگوی این تهدیدات هستیم،اما شیوه ای که با تمدن اصیل ایرانی-اسلامی ما سازگار و همخوان باشد.

 

دوستان و خوانندگان این پست اگر چنانچه پیشنهادی در این رابطه دارند برای بهتر عملیاتی شدن این طرح،ارائه دهند.

پی نوشت:

امروز صبح این طرح را برای برخی از دوستان و اقوام پیامک زدم و ضمن استقبال ، کلید اولیه جمع آوری پول و رایزنی برای پیدا کردن نهاد مردمی یا دانشگاهی زده شد.

بازتاب و واکنش:

سایت فردانیوز مطلب را منتشر کرده است.

سایت قطره هم این مطلب را منتشر کرده است.

سایت جام نیوز هم این مطلب را منتشر کرده است.

سایت تبیان نیوز هم این مطلب را منتشر کرده است.

سایت تریبون مستضعفین نیز مطلب را منتشر کرده است.

 مطلب در وبلاگ نقاله لینک داده شده است+حمایت از طرح

وبلاگ واژگون این مطلب را جز لینک های قابل مشاهده گذاشته است


برچسب‌ها: شهدای ترور هسته ای, مبارزه با اسراییل, سرمایه گذاری شهیدمصطفی احمدی روشن
+نوشته شده در سه شنبه 27 دی1390ساعت0:53توسط فائزه ساسانی خواه |
خوف خصم
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمه سلطان کربلا

 

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد

کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

+نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1390ساعت22:7توسط فائزه ساسانی خواه |
یک قدم برای جهاد اقتصادی

چند ماه از زمانی که رهبر معظم انقلاب سال 90 را به نام سال «جهاد اقتصادی» نام گذاری کرده بودند می گذشت .در این مدت بارها به این موضوع فکر می کردم سهم من برای این حرکت گسترده و بزرگ چقدرست و چه قدم مثبتی می توانم در این زمینه بردارم؟آیا جهاد اقتصادی نیازمند سرمایه گذاری کلان است تا بتوان با آن کاری بزرگ و مفید نجام داد؟ آیا می شود جهاد اقتصادی انجام داد در حالیکه خرج چندانی را هم دربر نداشته باشد؟مدتها ذهنم درگیر این موضوع بود تا اینکه به نظرم رسید می توان کاری گسترده انجام داد و درعین حال فشاری را هم به دیگران وارد نکرد.مدنظرم بود این سرمایه گذاری صرف کسانی شود که واقعا" محرومند و طعم محرومیت را چشیده اند. کسانی که فرسنگها از پایتحت فاصله دارند و امکانات پایتخت نشینان به آسانی در دسترس شان قرار نمی گیرد اما در عین حال آن امکانات را مطالبه می کنند.

تابستان سال گذشته همراه جمعی از جهادگران ،تعدادی از جوانان،نوجوانان و خانواده های مناطق محروم ساکن در خراسان جنوبی و زابل را که تا به حال به زیارت حضرت علی بن موسی الرضا مشرف نشده بودند را به سفر معنوی مشهد بردیم.البته من جهاد گر نبوده و نیستم و آن زمان به دلیل کمبود نیرو رفته بودم.

برای آنکه کارها خوب پیش برود تفکیک وظایف کردیم و افرادی که به اردو آمده بودند به چند گروه تقسیم شدند.گروهی که من سرپرست و مربی آنها بودم از روستای میقان واقع در نهبندان و ده نو در بیرجند بودند که بچه های اهل فکر و بسیار فهمیده و طالب بیشتر دانستن در میان شان زیاد بود.ارتباط میان ما با دو نفر از اعضای گروه بعد از پایان اردو قطع نشد و همچنان تماس های تلفنی میان مان برقرار است،یا به یکدیگر به مناسبت های مختلف پیامک می زنیم.

یکی از دغدغه هایم مردم این دو روستا بودند.به خاطر دوری مسافت نمی توانستم و نمی توانم به آنها سربزنم اما دلم می خواست کاری برایشان انجام دهم.

طرحی را که در ذهنم برای «جهاد اقتصادی» داشتم برای روستای میقان بود،با آنکه آنجا را از نزدیک ندیده بودم ولی احساس می کردم از نظر اقتصادی ضعیف تر از ده نویی ها باشند و فکر می کردم با امکانات و نیرویی که دارم با یک دست، تنها می توانم یک هندوانه بلند کنم و یک روستا را پوشش دهم .با رابطی که در آن روستا داشتم تماس گرفتم و از او خواستم با مدیر مدرسه های دبستان و راهنمایی صحبت کند و ببیند آن ها نیاز به کتاب غیر درسی دارند یا نه؟

وضعیت کتابخانه ها چطور است و اساسا"نیازشان را در این مورد به ما اعلام کنند .

پس از آنکه مدیران مدارس اعلام نیاز کردند و گفتند کتاب های مدرسه قدیمی و فرسوده است و به چه کتاب هایی نیاز دارند بوسیله پیامک به دوستان و اقوام فراخوان داده و از کسانی که مایل به همکاری بودند دعوت کردم تا در اسرع وقت کتابها و کمک مالی شان را به ما برسانند.

فراخوان در ابتدا برای دو مقطع دبستان و راهنمایی(علمی،داستان و مذهبی) و دو بخش اهدا کتاب از کتابخانه های شخصی و کمک مالی از 2000تومان به بالا بود.با این تاکید که کتابهای اهدا شده باید نو و تمیز باشند،کتابهای کثیف و پاره تحویل گرفته نمی شود! بلافاصله بعد از ارسال پیامک از همان شب واکنش ها آغاز شد.

با وجود آنکه فقط برای دبستان و راهنمایی اعلام نیاز کرده بودیم اما عده ای برای دبیرستان و دانشگاه هم اعلام آمادگی کردند.ضمن اینکه عده ای از دوستان به دوستان خودشان این پیام را ارسال کرده و آنها نیز ضمن استقبال از این طرح علاوه بر اینکه تعداد زیادی کتاب برای ما آوردند، به دیگران اطلاع رسانی کردند تا آن ها نیز در این امر شرکت کنند.

 نتیجه بسیار جالب و رضایت بخش بود. هرکس سعی کرده بود سهم خود را ادا کند. دوستان شناخته و ناشناخته یک به یک کتاب ها رابا آژانس یا پیک موتور و یا وسیله شخصی می آوردند.کتابهایی که گاه تعدادشان به چهار یا پنج کارتن می رسید و گاه فقط یک یا دو جلد بود. حدود 80%کتابها نو ،چاپ جدید و بسیار تمیز بودند.مابقی نیاز داشت نوشته های صفحه های اول کتاب پاک شود اما تمیز و قابل استفاده بود.

در این میان برخی به دلخواه و بدون آنکه ما فراخوانی زده باشیم مقداری لوازم التحریر مانند خودکار،دفتر و روان نویس هم لابلای کارتن و نایلون کتاب ها گذاشته بودند.مبلغ 165000هم جمع شد که ابتدای امر،قرار بود برای تهیه کتاب صرف شود.

جمع آوری کتاب ها حدودا"یک ماه طول کشید،تعداد کتاب ها چندین برابر پیش بینی ام بود.طوریکه علاوه بر کتابخانه دبستان و راهنمایی روستای میقان ،دبستان  و راهنمایی و دبیرستان روستای ده نو نیز تامین شد.دانشگاه پیام نور در بیرجند(با هماهنگی با مسئول کتابخانه و اعلام نیاز از سوی آن ها) و حوزه علمیه خواهران در نهبندان نیز از این سفره بی بهره نماند.

در مجموع تعداد کتاب های جمع آوری شده 1040جلد بود.از این تعداد156 جلد متعلق به مقطع دبستان،135جلد راهنمایی،396جلد دبیرستان،39جلد حوزه و369 جلد کتاب به دانشگاه اهدا شد.

کتابهایی که در آن در هریک از مقاطع ذکر شده از برترین نویسندگان قدیم و جدید یافت می شد.کمیت و کیفیت کتابها مانع از آن شد که مبلغ جمع آوری شده صرف خرید کتاب شود،بلکه با اجازه صاحبان آن لوازم التحریرتهیه کردیم.

نکته جالب توجه آن بود که این تعداد از کتاب ها حاصل مشارکت هموطنان به طور فردی بود و تنها از کتابخانه های شخصی خارج شد و هیچ نهاد دولتی در جمع آوری و اهدای کتابها دخالت نداشت.

به این ترتیب قیمت کتابها روی هم حداقل به یک میلیون تومان رسید.کتاب های نفیس و گران قیمتی که خرید آن برای دانش آموزان شهرنشین هم چندان آسان نبوده و نیست .مثل اهدا دایره المعارف هایی برای درس علوم دوره راهنمایی که قیمت شان 18000تومان بود و فرد اهدا کننده حتی از آن استفاده شخصی هم نکرده بود.

کتاب ها به طور منظم و با حوصله از هم تفکیک و اوائل آبان ماه به مقصد بیرجند و نهبندان ارسال و به دست رابطین رسید.رابطین نیز در اولین فرصت آن را به دست مسئولین مدارس،دانشگاه و حوزه رساندند.

بعد از تمام شدن این طرح،دوستان برای بار دوم اعلام آمادگی کرده و با وجودآنکه به دلیل مشغله های کاری، تصمیم داشتم این روند را تمام کنم، دور جدیدی از جمع آوری کتاب ها را برای این مناطق و برای دیگر روستاها شروع کرده ایم.

به این ترتیب در سال «جهاد اقتصادی» یک کار اقتصادی در حوزه فرهنگ انجام دادیم.بعد از این جریان به این موضوع فکر می کنم ما در این کشور توانایی چه کارهای کم هزینه و یا حتی بدون هزینه اما بسیار بزرگ ،قابل استفاده و تاثیر گذاری را داشته و داریم که به آن فکر نکرده ایم و یا باید برای انجام دادن آن باید فقط کمی همت به خرج دهیم؟کارهایی که با یک فراخوان ساده می توان از حداکثر مشارکت مردم استفاده کرد. مردمی که با کمال میل حاضرند داشته های خود را با هموطنان شان تقسیم نمایند.

آنچه ما انجام دادیم تنها یک گام بسیار کوچکی برای تحقق عدالت اجتماعی بود . پیشکش به تمامی شهیدانی که دغدغه شان رسیدگی به محرومان و مستضعفان بود.

برای اطلاع بیشتر بازدیدکنندگان،در هریک از این جدولها نوع کتابها و تعداد و هر مقطع را آورده ام:

دبستان:داستان:۱۲۱جلد

علمی۳۰جلد خلاقیت آفرین ۵جلد
راهنمایی:داستان۸۷ علمی۴۰ کمک درسی۱۰
دبیرستان:داستان و مذهبی۴۸ علمی۱۸ تست گاج و قلمچی۲۹۵

حوزه علمیه:۳۹جلد

دانشگاه:

ادبیات داستانی و شعر:۱۹۰

کتابهای تخصصی:

گروه تاریخ:۲۱جلد

گروه جامعه شناسی:۳۸

گروه تربیت بدنی:۳

مجله های فرهنگی:۱۰

 

 

 

گروه فلسفه:۸

گروه معارف اسلامی:۲۱

گروه روانشناسی۷

 

 

گروه ادبیات:۳۵

گروه ریاضی وکامپیوتر۱۰

+نوشته شده در شنبه 21 آبان1390ساعت1:30توسط فائزه ساسانی خواه |
باران
باز باران

با ترانه

با گوهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

 

من به پشت شيشه تنها

ايستاده :

در گذرها

رودها راه اوفتاده.

 

شاد و خرم

يک دوسه گنجشک پرگو

باز هر دم

می پرند اين سو و آن سو

 ..............................................

عجب آسمانی است آسمان تهران و عجب بارانی است این باران.

+نوشته شده در جمعه 6 آبان1390ساعت21:21توسط فائزه ساسانی خواه |
شهید و زندگی روزمره

هر سال اردیبهشت ماه ،همزمان با سالگرد شهادت برادرم (از شهدای عملیات بیت المقدس) برای برگزاری مراسم به تکاپو می افتادیم. بزرگترها برنامه ریزی می کردند ،مهمانها را دعوت می کردند، برای پذیرایی تهیه می دیدند و سخنران دعوت می کردند.ما نوجوانها و جوان ها هم عقل هایمان را روی هم می ریختیم و برای تزیین اتاق برنامه ریزی می کردیم.اتاق را با کاغذهای باریک سبز رنگ تزیین می کردیم.با مقوای رنگی قرمز گل های لاله کوچک و با کاغذ آلومینیومی کبوتر در می آوردیم و به در و دیوار اتاق می چسباندیم.بعد هم مقواهایی را که خواهرم می داد با خطی خوش روی آن در مورد شهید و شهادت بنویسند را می چسباندیم روی دیوار و دورتادور آن را با لامپ های ریز ریسه ای تزیین می کردیم. آخرین بار خطاط روی مقوایی زرد رنگ نوشته بود «خون هر شهید تزریق خون تازه ای است بر پیکر رگهای اجتماع».

سالگرد برادرم در فضایی صمیمانه و بی تکلف برپا می شد و هرسال اقوام و دوستان و هم محلی ها حتی برای ساعاتی کوتاه به یادمی آوردند پسردایی،پسرخاله ،پسرعمو و پسر عمه شان و یا هم محلی و پسر همسایه شان برای حفظ آرمانی بلند به شهادت رسیده است.

سال های ابتدایی دوران جنگ رسم بود خانواده های شهدا علاوه بر مراسم ختم ، شب هفت و چهلم  سالگرد هم برایش بگیرند و این سالگردها تنها محدود به همان سال اول نبود. تا سالها بعد از جنگ نیز جریان داشت.اگر در میان اقوام چند شهید بود این مراسم دور می گشت و اقوام در سال چندبار به همین مناسبت دور هم جمع می شدند و در مراسم یادبود شهیدان شرکت می کردند.

کارکرد برپایی این گونه مجالس تنها فردی نبود.بلکه حضور خویشاوندان ، دوستان و همسایه ها گردهم به همین مناسبت و یادآوری خاطره ایثار و شهادت از یکسو یاد و خاطره آن شهید را زنده نگه می داشت و از سوی دیگر تداعی کننده و یادآور ارزشهایی بود که به خاطر آنها انقلاب اسلامی پا گرفته بود و مسولیتی که بعد از شهدا بر دوش ما افتاده بود.نسلی که درگیر جنگ بود و نسلی که از جنگ و انقلاب خیلی کم می دانست و نسلی که سالها بعد از جنگ به دنیا آمد دائم از فرهنگ شهید و شهادت و از انسانیت و روحیه انسانی می شنید و به این ترتیب گفتمان انقلاب اسلامی و اهداف آن مدام بازتولید و مرور می شد.آن هم با زبانی ساده،در مجالسی بی ریا و عمدتا"در خانه ای که آن شهید زندگی کرده و بویش هنوز احساس می شد. و این برنامه ها گرچه با هدفی از پیش تعیین شده برگزار نمی شد اما ناخودآگاه اجازه نمی داد یاد شهدا در پس دوندگی های زندگی روزمره فراموش شود و تلنگری جدی برای مان بود.و هسته های کوچکی از افراد با سلیقه ها و گرایشهای فکری مختلف را کنار یکدیگر قرار می داد و مایه صفا و صمیمیت بود.اما با پایان یافتن جنگ کم کم تب یادبودها برای شهدا فروکش کرد. متاسفانه این مراسم از محافل خصوصی غایب شد،از اهمیت افتاد و دیگر ضرورت آن احساس نشد. مراسمی که مرد و زن و کودک و نوجوان را دور هم جمع می کرد تبدیل شد به مراسمی عصرانه که فقط زن ها در آن شرکت می کردند و بعد از سال ها آن مراسم مختصر هم کم کم تعطیل شد. پیامد ناخواسته این حرکت آن بود که تقریبا شهدا از زندگی روزمره و خانه هایمان بیرون رفته و به حاشیه رانده شدند و یادبودشان کم کم از دایره خویشاوندان و محله بیرون رفت.گرامیداشت آن ها به زمان هایی مانند هفته دفاع مقدس،سالگرد آزادسازی خرمشهر و...محدود شد  و یادشان در خانه هایمان تنها منحصر به عکسی تکراری شد که سالهاست روی دیوار اتاق هایمان نصب شده است. بعضی از خانواده ها تصمیم گرفتند به جای آن، مراسم عزاداری برای امام حسین یا حضرت زهرا برپا کنند و بعضی هیچ چیز را جایگزین آن نکردند.تعطیل ِتعطیل.انگار که چراغهای شهر یک به یک خاموش شود و شهر رفته رفته در فراموشی و غفلت تاریکی فرو رود.هر کسی رفت پی زندگی و روزمرگی خودش.

سال هاست که ما هم از این قاعده مستثنی نیستیم،شده ایم مثل خیلی های دیگر! دیگر آن مراسم باشکوه و تاثیر گذار را در منزل برگزار نکرده ایم. شاید آخرین بار تنها یکی-دو سال از رحلت حضرت امام گذشته بود و دیگر هیچ.

زمانی که ما از این مسولیت شانه خالی کردیم و وظیفه مان را به دیگران محول کردیم نهادهای دولتی، فرهنگی،سیاسی و... متولی آن شدند.به ناچار باید کسی عهده دار این مسئولیت می شد تا یاد شهدا از ذهن ها پاک نشود.اما در کنار محاسنی که تلاش های نهادهای گوناگون دارد ،ضعف هایی هم دارد :یکی آن که این مراسم عموما برای شهدای خاص و معروف و سرداران درجه اول جنگ برپا شده و می شود(آن هم اگر حق مطلب ادا شود) دوم:گرفتن سالگردهای دسته جمعی برای چندین هزار شهید. به هر حال آنچه مسلم است این است که این نهادها نمی توانند برای تک تک شهدا سالگرد بگیرند.حال آنکه هر شهید پرونده ای برای خود دارد.

چند سالیست به این موضوع فکر می کنم ضرورت دارد و لازم است خانواده های شهدا موج جدیدی در جامعه برپا کنند،باردیگر به طور خودجوش برای شهیدانشان در خانه هایشان مراسم سالگرد برگزار کنند. و یکی -دو سالی است که این بحث را با خانواده ام دارم و سعی در متقاعد کردن آنها دارم!!!تصور کنید در هر فامیل یا کوچه و محله یک،دو یا چند شهید وجود داشته باشد اگر این مراسم زنده شود چقدر فضای جامعه عوض می شود و گرایشات معنوی در میان افراد جامعه جانی دوباره می گیرند.به این ترتیب خون هر شهید ،اهداف ،آرمانها و آرزوهایش برای کشور و انقلاب به طور مکرر در پیکره اجتماع و جامعه تزریق می شود.

افراد به طور فردی و گروهی می اندیشند به چه میزان به ارزش های انقلاب نزدیکند و به آن ایمان دارند و به چه میزان خواسته یا ناخواسته از آن فاصله گرفته اند؟انحرافات از جاده انقلاب از کجا بوجود آمده و چطور می شود جلوی آن را گرفت؟ ریشه این فاصله ای که میان ما و ارزشهای انقلابی افتاده کجاست و هرکس چه سهمی را باید بر دوش بگیرد و چه وظیفه ای را در قبال جامعه بر دوش دارد.برپایی انواع و اقسام کنگره ها و همایش ها هرگز آن تاثیری را که خانواده های شهدا خودشان برای شهیدشان مراسم بگیرند ندارد.زیرا صمیمت حاکم بر آن فضا را هرگز در هیچ جای دیگری نمی توان تجربه کرد.

حالا شما فکر کنید اگر خانواده شهیدی آنقدر درایت داشته باشد تا علاوه بر سالگرد شهادت،تولد و یا ازدواج آن شهید (در صورت تاهل)را هم زنده نگه دارند چه موجی ایجاد می شود.زنده کردن یاد شهدا بیش از آنکه عملی فردی باشد اجتماعی و سیاسی است.استوانه ای است محکم برای پایه های نظام و حفظ گفتمان انقلاب اسلامی.

این فرهنگ باید میان ما زنده شود.شهدا باید به زندگی روزمره ما باز گردند و یاد و اهداف و آرمان هایشان در دستور کار برنامه های روزانه،ماهانه و حتی سالانه مان قرار گیرد. وصیت نامه شهیدانمان باید در این فضا میان دوستان،اقوام،آشنایان و همسایه ها پخش شود و دست به دست بچرخد. زمان آن رسیده است ما خانواده های شهدا آلبوم های عکس شهیدانمان را از کمدها بیرون بیاوریم و این میراث گرانبها را در معرض دید عموم قرار دهیم.وصیت نامه هایشان را از کمدها و لوازم شخصی و موزه های بنیاد شهید بیرون بیاوریم و به جای آنکه یادگاری شهیدمان قلمداد کنیم مجددا مورد بازخوانی قرار دهیم تا آرمانهای مکتوب و دغدغه آنها دوباره به طور جدی در دستور کار جوانان انقلابی قرار گیرد. و صدها ایده ناب و جدید را از دل آن بیرون بیاورند. حتی جوان ترها می توانند این سالگردها را در فضای مجازی برای پدر، برادر،عمو،دایی و یا (خواهر) شان برگزار کنند.تا یاد شهدا را نو به نو در جامعه بدمند و حقیقت راهشان را یادآوری نمایند.

اگر بخواهیم آرمان های انقلاب و شهیدان مان را مانند سالهای آغازین ابتدای انقلاب دنبال کنیم باید به این امر خطیر توجه کنیم که ما خانواده های شهدا در این زمینه نیز مسولیت داریم.احیای روحیه خودباوری و از خودگذشتگی با این زبان ساده قابل انتقال به نسل جدید و نسلی است که از ابتدا با انقلاب همگام بوده است. فرهنگ شهادت ،غيرت و ديانت را به جامعه باز‌مي‌گرداند و غفلت‌ها را مي‌زدايد!با تکریم شهید قوت قلب پیدا می کنیم و غبار غفلت را از ذهن و دلمان پاک می کنیم.شهدا نیازی به بزرگداشت ما ندارند،آنان «السابقون السابقون اولئک المقربون»اند.آنان «احیاء عند ربهم یرزقون »اند.این ما هستیم که به آنان نیاز داریم.مراسم یادبود شهدا بهترین فرصت برای یادآوری و درک آرمان های انقلاب و زنده کردن آن ارزشهاست.

تجربه دو ساله ام از برگزاری سالگرد اینترنتی در وبلاگ شخصی ام و برپایی نمایشگاه عکس از آلبوم شخصی برادرم (ز دوران کودکی تا لحظه دفن در بهشت زهرا)در دانشگاه نشان داد تاثیر دعوتنامه ای که برای سالگرد شهید از سوی عضوی از خانواده شهید برای مدعوین فرستاده می شود و نام آن فرد دعوت کننده در آن نوشته شده بسیار تاثیرگذارتر است از دعوتنامه ای که مسئول نهادی خاص می نویسد و احساسات افراد را بیشتر درگیر می کند. نمایشگاه عکسی که از آلبوم شخصی شهید توسط خانواده شهید برگزار می شود از سوی بازدیدکنندگان بسیار مورد توجه و تامل بیشتر قرار می گیرد و همه افرادی که در چنین فضایی قرار می گیرند با هر گرایش و سلیقه فکری به نوعی علاقمند هستند تا در این زمینه هر کمکی از دست شان برمی آید انجام دهند و راجع به هدف یا اهداف برگزاری این مراسم بیشتر بدانند.حتی کسانی که در برپایی نمایشگاه عکس تخصص دارند و حرفه شان اینست وقتی می دانند این نمایشگاه از سوی خانواده شهید در حال برگزاری است به گونه ای جدی تر انرژی خود را صرف می کنند و از جان و وقت مایه می گذارند و حتی برای ادای دین از هزینه های مادی کار می کاهند و کاری با کیفیت بهتر تحویل می دهند تا وقتی از سوی ارگانهای رسمی به آنها پیشنهاد برپایی نمایشگاه می شود .

..............................................

نکته ۱:

شاید برخی از مطالب این پست برای برخی از دوستان و خوانندگان این وبلاگ تکراری باشد ولی به دلیل اهمیتی که این موضوع دارد دوباره با تفصیل بیشتر ی به موضوع پرداخته ام .

نکته ۲:

این مطلب امروز در روزنامه کیهان با عنوان منتظر بخشنامه و بودجه نباشیم به چاپ رسیده است.ماجرا هم از این قرار بود که یکی از دوستانی که به تازگی با هم آشنا شده ایم یادداشتی برای هفته دفاع مقدس خواست که من هم فرستادم و امروز خبردار شدم این مطلب در این روزنامه به چاپ رسیده است.

این مطلب در نشریه الکترونیکی راسخون و افکار نیوز و فارس و قطره نیز گذاشته شده است.(برای گسترش فرهنگ جهاد و شهادت چه کرده ایم؟)

همچنین وبلاگ یادگاران شاهد یزد نیز از این مطلب استفاده کرده است.

+نوشته شده در جمعه 1 مهر1390ساعت11:47توسط فائزه ساسانی خواه |