X
تبلیغات
زندگی روزمره

خیلی ها معتقدند حتی اگر اصولگرایان با هم ائتلاف می کردند، جلیلی و ولایتی هم کنار می کشیدند باز هم اصولگرایان نمی توانستند پیروز این انتخابات باشند. اما من چنین اعتقادی ندارم .در این یادداشت سعی دارم به طور مختصر به عمده ترین آسیب هایی که مسبب این وضعیت شد بپردازم. عوامل مختلفی در شکست اصولگرایان نقش داشت که در اینجا به چند نکته اصلی اشاره می کنم:

با شروع مناظره سوم ورق انتخابات یازدهم ریاست جمهوری برگشت و ما که خودمان را پیروز انتخابات می دانستیم درست از جایی بازی خوردیم که اصلا فکرش را نمی کردیم.

1- دکتر قالیباف در دفاع از خود درباره نواری سخن گفت که رسانه های بیگانه بخصوص بی بی سی برای کوبیدن وی آنرا به طور گزینشی پخش کرده بودند. این دفاع که در سه دقیقه و به طور ناقص صورت گرفت ضربه محکمی به قالیباف وارد کرد. پرونده تیر78 و نقش نیروی انتظامی در فضای چند دقیقه ای نه تنها درست باز و تبیین نشد بلکه باعث سوتفاهم هایی شد که تقصیرها را از گردن لباس شخصی ها و حتی دانشجویان به طور کامل برداشت و به دوش نیروی انتظامی و دکتر قالیباف انداخت و سبب بدبینی مردم نسبت به وی شد.

2- شمارش معکوس دقیقا و درست از جایی آغاز شد که دکتر ولایتی-که خود را اصولگرا معرفی کرده بود- در اقدامی تامل برانگیز و [البته سنجیده که هنوز نمی دانیم به چه دلیلی]سخنان دکتر سعید جلیلی را –که او هم یک اصولگرا بود- در مورد برنامه هسته ای ایران زیر سوال برد و در درستی موضعگیری و سخنان جلیلی نسبت به بحث هسته ای در اذهان عمومی تردید جدی ایجاد کرد.

شک ایجاد کردن در بحث هسته ای آن هم از سوی کسی که مشاور رهبر انقلاب است مردم را دچار بهت و شک کرد و از این رو گمانه زنی هایی مطرح شد که راه دیگری برای پیشبرد برنامه هسته ای وجود دارد که هزینه کمتری را برای مردم و نظام اسلامی داشته باشد و جلیلی چنین تدبیری را نداشته است.

 با ادعای ولایتی و تاکید چندباره بر آن در مناظره ورق برخلاف جهت اصولگرایان به طور نامحسوسی برگشت، بسیاری از مردم که مشکلات اقتصادی بخصوص گرانی را در بی تدبیری های احمدی نژاد می دانستند حالا مساله هسته ای و تحریم را هم به آن اضافه کردند. از همین رو گذشته از کسانیکه کاندیدای منتخب خود را به طور قطع و یقین انتخاب کرده بودند عده ای که دچار تردید بودند نظرشان برگشت. زیرا در این میان روحانی هم جمله ای کلیدی را مطرح کرد و گفت: «اینکه سانتریفیوژها بچرخد و کارخانه ها نچرخد بهترست یا سانتریفیوژها نچرخد ولی کارخانه ها بچرخد؟» پس معتقد بودند هرکسی باید بیاید مگر جلیلی.

از این رو علاوه بر هواداران قبلی جریان اصلاحات رای های خاموش و تحریمی ها که تا پیش از این به خاطر توهم شان در تقلب در انتخابات 88یا هر دلیل دیگر نمی خواستند در انتخابات شرکت کنند در جهت «نه گفتن» به روش جلیلی در سیاست هسته ای و عواقب آن، به سمت روحانی که سیاست سازش را مطرح کرده بود، گرایش پیدا کرده و تصمیم گرفتند پای صندوق های رای حاضر شوند. اتفاقی که در دو روز آخر انتخابات به اوج خود رسید و درنظرسنجی های معتبر، مشخص شد که همچنان قالیباف درصدر است اما فاصله اش با روحانی کمی پایین تر آمده است و از سویی اقبال به سوی روحانی و عارف هم بیشتر شده است. این را جریان رقیب به خوبی فهمید زیرا آنها به خوبی می دانستند این خیزش در جهت از میدان به در کردن جلیلی است اما آنها به خوبی می دانستند چنانچه انتخابات به مرحله دوم کشیده شود نامزدشان هیچ شانسی برای پیروزی نخواهد داشت زیرا اگر یکی از نامزدهای شان با قالیباف وارد مرحله بعد شوند خواسته مردم حاصل شده است و هرکس غیر از جلیلی رییس جمهور است پس دیگر نیازی به این مشارکت گسترده نیست. بنابراین برای آنکه کار را تمام کنند بیش از این دست دست کردن را جایز ندانستند. اما از سویی می دانستند عارف به دلایل گوناگونی نمی تواند با قالیباف رقابت کند.از جمله اینکه عارف پشتش به خاتمی گرم است و مردم هنوز خاطره سال۸۸ را به یاد دارند.بنابراین گزینه بهتر روحانی است که هم اصولگرا به نظر می رسد و هم پشتوانه اش هاشمی است که قبلا در اقتصاد تا حدودی موف عمل کرده است و هم مردم نگرش مثبت تری را به او دارند. بنابراین دکتر عارف را که دوشنبه شب در کرمان در جمع هوادارن حاضر شده و قسم خورده بود که اصلاح طلب کنار نمی رود واداشتند تا عرصه را به نفع روحانی ترک کند تا انسجام میان آنها بیشتر و بیشتر شود و صفوف میان اصلاح طلبان اصولگرایان نزدیک به آنها یکسان شود. شاید بتوانند در همین مرحله اول کار را تمام کنند.این ائتلاف مصلحتی برای روی کارآمدن در حالی صورت گرفت که هاشمی قبلا در طول ۸سال دولت خاتمی بارها و بارها مورد حمله و تحقیر قرار گرفته بود.

اما برعکس  اصولگرایان که از قبل به اجماع در مورد معرفی کاندیدای واحد نرسیده بودند با وجود احساس خطر با این باور که حتما انتخابات به مرحله دوم کشیده می شود به نفع نفر اول که رایش بیش از سایرین بود کنار نکشیدند. حتی دکتر حدادعادل هم که به ائتلاف پایبند بود و انصراف داد در دفاع از دکتر قالیباف به طور علنی سخنی به میان نیاورد و پس از آن نیز در محافل و مجالس به نفع قلیباف سخنرانی نکرد.  از طرفی با عدم انصراف ولایتی[که به نظر می رسد تعمدی در آن بود] اصولگرایان میان سه نامزد مردد ماندند. مسئولین مختلف تصمیمات سریع و از سر تدبیر و هوشمندی نگرفتند! جامعه روحانیت بر سر دوراهی های تعارفات معمول و همیشگی ماندند و کاندیدایی را معرفی نکردند، علمای جامعه مدرسین با وجود خطای فاحش ولایتی در مناظره اکثرا او را اصلح معرفی کردند و این از هم گسیختگی بیشتر به کاهش رای آصولگرایان دامن زد.

3-اما در این میان سهم اشتباه جبهه طرفداران جلیلی بیش از هر گروه دیگر بود. انصراف ولایتی شاید تاثیر چندانی در آرا قالیباف نمی کرد اما انصراف جلیلی می توانست ورق را کاملا به نفع اصولگرایان برگرداند. زیرا آنها در نظرسنجی های واقعی و نه ساختگی شاهد آن بودند که رای های جلیلی بعد از مناظره نه تنها رو به پایین آمدن است بلکه آرا خاموش و تحریم کنندگان را نیز نفع جریان رقیب به سمت صندوق های رای جذب می کند و این صدمه به اصل انقلاب است با این وجود حاضر به کوتاه آمدن و کنار کشیدن نشدند.

4- اطرافیان سعید جلیلی در این میان نقش عمده ای داشتند. از یکسو علمای حامی وی بودند که بجای درک خطری که اصل نظام و اصولگرایان را تهدید می کند همچنان بر موضع خود ایستادند و بجای آنکه مصلحت اصل نظام و انقلاب اسلامی را در نظر بگیرند و زنده ماندن گفتمان انقلاب اسلامی را در شرایط فعلی در کنار کشیدن جلیلی بدانند و وی را تشویق کنند به خاطر برپا ماندن این گفتمان فداکاری کند و به نفع کاندیدای برتر اصولگرایی که رای اول را دارد کنار برود و به طور علنی برای او تبلیغ کند و طرفدارنشان را وادار به این کار کنند و عمل «صالح» را در این شرایط چنین کاری بدانند مدام از «انجام وظیفه» تحت هر شرایطی سخن گفتند و همچنان پافشاری کردند تنها جلیلی «اصلح» است و تحت شرایطی حتی اگر رقیب پیروز شود باید به او رای داد.یا اینکه در مرحله اول انجام وظیفه شرعی می کنند و در مرحله دوم به قالیباف رای می دهند. و با گفتن«خدا منتظر نظرسنجی نمی ماند» و تنها «انتخاب اصلح» هواداران را به توکل و دعای بدون تلاش و معجزه ارجاع دادند.طرفداران جلیلی هم که چشم شان به دهان این علما بود بنابر اعتمادی که به آنها داشتند با توسل به همین روش همچنان استوار در دفاع از جلیلی ماندند.

5-از سوی دیگر هواداران دیگر جلیلی بودند که جبهه خودی و اصولگرایی را با جبهه رقیب اشتباه گرفتند و بجای آنکه پرونده کارهای خطای رقیب را بیرون بکشند و دیگران را آگاه کنند قالیباف را که یک اصولگرا بود، رقیب دانسته و برای وی پرونده سازی کرده و دائم وقت خود را صرف هدایت هواداران قالیباف کردند. تمام اشتباهات شهرداران تهران طی سی و چهار سال گذشته را درآورده و یکجا به گردن وی انداختند. او را تکنوکرات نامیدند، به او نسبت های دروغی را دادند که هرگز در زندگی اش نه انجام داده و نه آن جملات را گفته بود. جریان رقیب هم با خوشحالی بر این موج سوار بود و بدون هیچ زحمت خاصی شاهد ضربه خوردن و حذف رقیب اصلی خود بود. بنابراین وقت خود را صرف معرفی و تبلیغ برای کاندیدای خود در میان مردم می کرد. حال آنکه هواداران قالیباف به جای تبلیغ برای وی مجبور به دفاع در برابر این حملات بودند.

5- جلیلی رای منفی دیگری را در سبد خود داشت که به شکل غیر محسوس و با چراغ خاموش حرکت می کرد و آن حضور وحید جلیلی برادرش بود که در عرصه فرهنگی فعال است و در برابر هنرمندان روشنفکر بود. وحید جلیلی، برادر سعید جلیلی نیز به طور ناخواسته در این میان نقش برجسته ای داشت. نقشی که شاید خودش نیز هرگز به اهمیت آن فکر نمی کرد. وحید جلیلی که از سال88 تاکنون یکی از چهره های شاخص فرهنگی کشور به شمار می رود با جدی شدن حضور برادرش در انتخابات نقش پررنگی را میان هنرمندان روشنفکر ایفا نمود. جلیلی در این سالهای اخیر با موضعگیری صریح شدیدا انقلابی عملا مقابل جبهه روشنفکری ایستاد و به گونه ای برخورد کرد که شمشیرش را برای جماعت از رو بسته است.و در سالهای اخیر با برپایی جشنواره هایی چون عمار و ققنوس حضورش را در این عرصه بیش از پیش پررنگ و مواجهه اش را با هنرمندان روشنفکر را بیشتر کرده بود. بعد از سومین مناظره و با جدی شدن حضور جلیلی، یکی از گروه هایی که به شدت احساس خطر کردند روشنفکران هنرمند بودند. برای آنها مسلم و بدیهی بود که روی کار آمدن سعید جلیلی، به منزله باز شدن بیشتر دست وحید جلیلی خواهد بود که به حذف جریان مقابل یا تحت فشار قرار دادن آنها منجر خواهد شد. . از همین رو برای حذف تفکر این جبهه فکری بیش از پیش بسیج شده و برای از میان به در کردن رقیب وارد میدان شدند. جلیلی با حضورش ناخواسته آرا منفی را در سبد اصولگرایان و آرا مثبت را با جذب مخالفین برای از میدان به درکردن او و برادرش وحید به سبد اصلاح طلبان ریخت.

6- یکی دیگر از اشتباهات فاحش صورت گرفته از سوی اصولگرایان بحث ها و اختلاف نظرهایی بود که در مناظره با یکدیگر داشتند. بخصوص بحث ولایتی با جلیلی و بحث قالیباف با ولایتی. این موضوع باعث شد عده ای فکر کنند کسانیکه مدعی اند در یک سر طیف قرار دارند وقتی تکلیف شان با خودشان روشن نیست چطور می خواهند زمام امور را به دست گیرند و با همدلی با هم کار کنند؟

 

در پایان

به ولایتی که امیدی نمی رفت از یکسو مشخص بود رای چندانی ندارد و از سوی دیگر در لج و لجبازی و در برنامه ای که هنوز برای ما روشن نیست و معلوم نبود و نیست چه چیزی را در سر می پروراند هم کنار نمی رفت! اما چنانچه جلیلی و طرفدارانش موقعیت را به گونه ای واقعی و نه براساس تصورات خود سنجیده و گفتمان انقلاب اسلامی را در عمل و نه با شعار و حرف فدای مصلحت سنجی های ساختگی خود نمی کردند و به موقع کنار می رفتند از دو جهت ما شاهد واقعه روز جمعه نبودیم:

1-اول آنکه در اولین فرصت او و هوادارانش به یاری قالیباف می آمدند و او را از تهمت و افترایی که راجع به تیر78 نسبت دادند نجات می دادند،و به نفع او عملکرد مثبتش را در طی سالهایی که کار اجرایی انجام داده بود تبلیغ می کردند.

 2- رای های خاموش که از ترس آمدن جلیلی به طرف روحانی می خواستند سرازیر می شدند دیگر با آرامش از عدم حضور وی پای صندوقها نمی آمدند و چه بسا به قالیباف که مرد میدان عمل و مدیر با تجربه بود رای می دادند یا کار به مرحله دوم کشیده می شد و در این مرحله قالیباف بالا می آمد.

همان علمایی هم که در حمایت از جلیلی سخنرانی می کردند چنانچه همان حمایت را در میان مردم به قالیباف معطوف می کردند دیگر کار به نفع جبهه اصولگرایی تمام شده بود و این بار گفتمان انقلاب اسلامی فدای خودخواهی های یک عده نمی شد.

پی نوشت: این متن قصد زیر سوال بدن دکتر جلیلی و خدمات او در این چند سال را ندارد بلکه چنانچه بخواهیم از اشتباهات گذشته درس بگیریم و خودمان را بازسازی مجدد کنیم نیاز داریم که اول از همه و بیش از هرکس، خودمان، خودمان را نقد کنیم.

این بار که گذشت اما باید هوشیار باشیم جریانی که فهم صحیح از دین و مصلحت و اصلح ندارد و تنها با کلمات بازی می کند بیش از این به ما ضربه نزند.

در این میان موضعگیری حجت الاسلام پناهیان بیش از هرکس اسباب تعجب است. حتی بعد از انتخابات هم بر موضع خود ایستاده است و بدون تحلیل درستی از دلایل نتایج آرا باز هم گفته است نتیجه چیزی غیر از این نمی شد!!!

 و باز هم تکرار خطبه مولا امیرالمومنین:


شگفتا به خدا كه هماهنگي اين مردم در باطل خويش و پراكندگي شما در حق خود، دل را ميميراند و اندوه را تازه ميكند.. دلم از دست شما پر خون است.. ديني كو كه جمع و فراهمتان دارد؟

خطبه 28 نهج البلاغه

رفتار اصولگریان بعد از پیروزی دکتر روحانی را با رفتار التهاب آفرین اصلاح طلبان بعد از پیروزی دکتر احمدی نژاد در سال 88مقایسه کنید و خودتان قضاوت کنید.

امروز دکتر قالیباف و دکتر جلیلی جداگانه به دیدار روحانی رفتند.

 

 


برچسب‌ها: جلیلی, وظیفه, حمایت, گفتمان انقلاب اسلامی

[ دوشنبه 27 خرداد1392 ] [ 2:59 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

بسیاری از دوستان اصولگرا سعی دارند به هر نحوی مرا مجاب کنند تا در واپسین لحظات تغییر عقیده داده و به دکتر سعید جلیلی رای بدهم البته در حسن نیت و لطف آنها نسبت به من هیچ شکی نیست. در بسیاری از توانایی های دکتر جلیلی هم شکی نیست. جلیلی در این سالهای اخیر به خوبی نشان داده است مرد میدان مقاومت است.او برعکس مذاکره کنندگان سابق که با یک اخم یا مشت کوبیدن غربی ها بر روی میز عقب نشستند و کم مانده بود قرارداد نگین ترکمانچای را هم امضا کنند. آبروی نظام را برده و زحمات و مجاهدت های امام و شهدا را نابود کنند از حق ملت ایران و شهدا دفاع کرد و یک گام هم عقب ننشست

من افتخار می کنم به اینکه در تیم مذاکره کننده هسته ای ما فرد انقلابی و مقتدری مثل دکتر جلیلی است. اما با این حال دو نکته مهم اینجا وجود دارد که مرا مجاب می کند به جلیلی رای ندهم:

 

اول: دکتر جلیلی به درخواست گروهها و نهادهای مختلف مردمی پا به عرصه انتخابات گذاشته است. یعنی خیلی هم از قبل با این موضوع درگیر نبوده و به آن فکر نکرده است. پس برنامه ریزی خیلی خاص و همراه با جزییات نداشته و ندارد. در حالیکه کسی که قرارست سکان کشور را آن هم در پست مهمی چون ریاست جمهوری به دست گیرد باید از قبل تمام کلیات و جزییات را لحاظ  و برای آن برنامه ریزی کرده باشد.

الان شرایط کشور طوری نیست که رییس جمهور بی برنامه یا با برنامه های حداقلی روی کار آید. مردم دیگر تاب له شدن زیر فشارهای اقتصادی را ندارند. ملت ایران همواره نشان داده اند فشار اقتصادی تا جاییکه مربوط به عوامل خارجی مرتبط به پس دادن تاوان گفتمان انقلاب اسلامی است را می پذیرند و با سعه صدر تحریم و گرانی را تحمل می کنند اما وقتی مشکلات ناشی از بی تدبیری و سو مدیریت مدیران داخلی باشد برای شان قابل قبول نیست و هیچ توجیهی را نمی پذیرند. بنابراین به صلاح است جلیلی برای دوره های بعد برنامه ریزی کرده و با قدرت وارد میدان شود.

 

دوم: در شرایطی که جریان رقیب تنها یک نفر را به عنوان کاندیدا معرفی کرده و با زور و فشار کاندیدای دوم مربوط به جریان خود را مجبور به ترک مسند خود کرده است تا یکپارچه و یکدست وارد میدان شود آیا صحیح است اصولگرایان دل به طوفان تفرقه بسپارند؟

جریان خارجی اعم از رسانه ها و تبلیغات و جنگ روانی همراه گروه اپوزیسیون داخلیست و احتمال دارد با سستی و تفرقه ما کاندیدای آنها وارد مرحله دوم شود بنابراین باید مصالح کل کشور را در نظر گرفت و مرد اول اصولگرایی در نظرسنجی ها را برای قد علم کردن در مقابل جریان رقیب برگزید. فردی که آرائش بتواند با رقیب برابری و بلکه از او بیشتر باشد. علاوه بر آن با برنامه ریزی و فکر وارد میدان رقابت شده باشد. بنابراین در این دوران رای دادن به جلیلی یا هرکس دیگر، غیر از دکتر محمد باقر قالیباف حرکت کردن در جهت مخالف پیروزی اصولگرایی است.

ترجیح می دهم مرد اول اصولگرایی با رای بالا اگر در مرحله اول یکجا رییس جمهور نمی شود با اختلاف بالایی به مرحله دوم راه یابد که بعد جای هیچ شبهه ای برای مخالفین و بهانه گیری نماند تا دوباره دچار توهم شوند و نظام را متهم به تقلب کنند. بنابراین برماست اگر می خواهیم پبروز این میدان باشیم با خرد نگری و نگاه های ریزبینانه و ساده انگارانه به فکر تخریب دکتر قالیباف نباشیم و خطاهایی را که در تمامی این سالها تمام شهردارها مرتکب شده و می شوند را تنها به او نسبت ندهیم. و به جریان اصولگرایی تردید وارد نکنیم.

امروز دنیا در یک پیچ تاریخی بزرگ قرار دارد که ایران در آن نقش اساسی دارد و ما باید به سلامت از آن پیچ بگذریم و این میسر نخواهد شد مگر آنکه برای عبور از این پیچ جریان فتنه را که دل در گروه دشمنان انقلاب اسلامی دارد از صحنه رقابت با انتخاب اصلح حذف کنیم و رییس جمهوری را بر سر کار آوریم که افکار و عقایدش نزدیک به گفتمان امام خمینی و انقلاب اسلامی باشد .نه آنکه با آن تعارض داشته و به فکر سازش با دشمنان نظام جمهوری اسلامی باشد. و رای آوردن جریان رقیب عملا همین وضعیت سازش را به وجود خواهد آورد.

گرچه به نظر می رسد در درجه اول دکتر جلیلی است که به این گفتمان نزدیک است اما ما باید بر طبق شرایط در نظر بگیریم در حال حاضر هر فردی که به این گفتمان نزدیک است و رای بالاتری را دارد برگزینیم.

از سوی دیگر قالیباف نشان داده است مرد عمل است و الحق و الانصاف همیشه در هر پست مدیریتی که قرار گرفته است موفق بوده است. مردی که می تواند کشور را از بحران اقتصادی نجات دهد و اقتصاد صدمه دیده مان را ترمیم کند.

با توجه به شرایط خاص امروز، انتخاب هر گزینه ای غیر از دکتر قالیباف، در عمل ریختن رای به سبد روحانی است زیرا به منزله بالا آمدن او و درجا زدن قالیباف است.

بازگشت روحانی به عرصه سیاست یعنی زنده شدن گفتمان سازش،زنده شدن موج هایی که در زمان محمد خاتمی به ساحل امن اعتقادات سیاسی و فرهنگی و مذهبی مردم می کوبیدند و شروع یک دیکتاتوری جدید با محوریت انتقام گرفتن از هشت سال ریاست جمهوری احمدی نژاد.

با توجه به رابطه خوب و مثبت میان دکتر سعید جلیلی و دکتر محمد باقر قالیباف امید آن می رود که قالیباف از جلیلی در جای درست و مهمی استفاده کند.

پی نوشت:مهم نیست جریان اصولگرایی به ائتلاف نرسیده باشد. مهم این است که مردم هوشیارانه انتخاب کنند. که همیشه نشان داده اند درست انتخاب می کنند.

حضرت امیر علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: آنها در امر باطل شان متحد و شما در امر حق تان پراکنده اید.

مباد که اینگونه باشد...

 هیچ زمانی و برای هیچ کاندیدایی تبلیغ نکردم ولی امسال برای اولین بار تا آخر شب یک نفس تبلیغ می کردم برای دکتر محمد باقر قالیباف . تماس به دوستان دور و نزدیک و همه اقوامی که هنوز هم مردد اند.این کمترین کاری است که از دستم برمی آید.

 

توی این چند روز تازه فهمیدم شناسنامه ام چقدر مهم و دوست داشتنیه!

با وجود اینکه مایلم کاندیدای مورد علاقه ام رای بیاره ولی خیلی برام لذتبخشه که رقابت اینقدر جدیه که قابل تشخیص نیست رییس جمهور آینده چه کسی خواهد بود؟

 


برچسب‌ها: جلیلی قالیباف جریان رقیب

[ پنجشنبه 23 خرداد1392 ] [ 1:59 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

سلام. اعیاد مبارک.

هزار هزار بار شکر از بابت این روزهای نورانی، فرخنده و قدسی.

خدا را هزاران هزار بار شکراز بابت منتی که بر سر ما گذاشت و حضرت حسین را آفرید .

خدا را هزاران هزار بار شکر از بابت اینکه -به قول آن شاعر عرب- ما شیعه دوازده امامی هستیم و حسین [علیه السلام] هویت ماست.

میلاد حضرت اباعبدالله الحسین و برادر عزیز و وفادارش حضرت ابالفضل العباس و فرزند عزیزش حضرت زین العابدین پیام رسان نهضت بلند مرتبه عاشورا بر همه آزادگان و دوستداران انسانیت و جوانمردی مبارک باد.


السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک...


 

 

هرچند دلمان خون است از بسته شدن راه زیارت آقا...انشاالله به زودی زائر حرمش باشیم. به شفاعت مادرش زهرا و خواهرش زینب سلام الله علیمها


برچسب‌ها: تبریک اعیاد حسین هویت

[ چهارشنبه 22 خرداد1392 ] [ 0:56 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

این روزها مثل همیشه و بلکه بیشتر و داغ تر از هر طرف انواع و اقسام خبرهای تلخ و شیرین سیاسی فرهنگی اقتصادی اجتماعی و... به گوش می رسد...

میان این اخبار اما اخبار شهادت هم هنوز به گوش می رسد...

 

دیروز شنیدم تعدادی از هموطنانمان در عراق به دست تروریست ها به شهادت رسیده اند.

امروز شنیدم مرز خسروی بسته شد!

 

الحق که بعضی ها چه رزق و روزی هایی دارند!!!خوش به سعادت آن زائرانی که تاب دوری از مولا علی امیرالمومنین و سرور و سالار شهیدان حضرت سیدالشهدا را نداشتند و برای همیشه مهمان آن بزرگواران شدند.

می ترسم این راه برای همیشه بسته بماند و داغ زیارت مجدد سیدالشهدا بر دلم بماند...

بر دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

کربلا یا کربلا، کربلا یا کربلا

 

پی نوشت: ماه شعبان هم از راه رسید بدون آنکه از رجب بهره ای برده باشم.

از اعمال ماه مبارک شعبان بسیار صلوات فرستادن است.پس با هم شاخه گلی از صلوات تقدیم کنیم بر محمد و آل محمد:

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

 


برچسب‌ها: اخبار شهادت تروریست ها زیارت

[ دوشنبه 20 خرداد1392 ] [ 1:54 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

ستاره ای بدرخشید و مــــــــــاه مجلس شد

دل رمیده ما را انیــــــــــــس و مونس شد

 

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت

به غمزه مساله اموز صد مــــــدرس شــد

 

سالروز بعثت خاتم الانبیا، حضرت محمد مصطفی مظهر آیه «انک لعلی خلق عظیم» مبارک باد.

 

حضرت محمد صلی الله علیه و آله: اگر از ترس ‌خدا از چيزى ‌درگذرى‌، خداوند بهتر از آن ‌را به ‌تو خواهد داد .

به یاد شب بیست و هفت رجب سال 1386 که در مسجدالحرام بودم،  به یاد آن شب جمعه خاطره انگیز ، به یاد طواف در میان ازدحام جمعیت بی سابقه ، به یاد آن جمعیت انبوه بعد از نماز صبح که همچون چشمه ای زلال و صاف و پایان ناپذیر از زمین می جوشید و به یاد دعاهایی که حین طواف از جمعیت بلند بود و به یاد همه آن همسفرها...

چقدر زود گذشت...

پی نوشت: از اعمال روز خجسته بیست و هفتم رجب بسیار صلوات فرستادن است. صلوات بفرستیم و ثواب آن را به عزیزان مان که دست شان از این دنیا کوتاه است و چشم انتظار صدقات، خیرات و دعای خیر ما هستند بفرستیم: اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

یک شاخه گل صلوات

 تقدیم به روح شهدای هفدهم شهریور 1357...

 


برچسب‌ها: تبریک, حج, خاطره

[ پنجشنبه 16 خرداد1392 ] [ 22:44 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

دوستانی که در یکی از تشکلات دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی فعالیت می کنند به واسطه لطفی که داشتند از من دعوت کرده بودند چند جلسه با دانشجویان در مورد زنان و خانواده کلاس داشته باشم. اوائل به دلیل بعضی مشکلات شخصی و  شرایطی که داشتم نپذیرفتم ولی بعد قبول کردم. وقتی صحبت از مسائل مالی شد و پرسیدند چقدر می گیرید؟ گفتم من اصلا طی نمی کنم، اینقدر به دانشگاه علامه طباطبایی به خصوص دانشکده علوم اجتماعی و دانشکده ادبیات و اساتید آن ارادت دارم و مدیون آنها هستم که به خودم اجازه چنین کاری ندهم، هرطور خودتان صلاح می دانید. خلاصه چند جلسه ای در فصل زیبای بهار مهمان دانشکده ادبیات بودیم. حالا دوستان لطف کرده اند و گذشته از مسائل مالی یک تابلوی بسیار زیبا را برایم به یادگار گرفته اند که حسابی شرمنده شدم .

روی تابلو ذکر زیبای " اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم" نوشته شده. از همان لحظه که کادو را باز کردم تا همین حالا که چشمم به تابلو می افتد بی اختیار یاد برنامه این شب ها می افتم  که در هر فرصت و فراغتی این ذکر را مجری محترم آن تکرار می کرد و گاهی میان برنامه در یک همخوانی این ذکر پخش می شد.

اول خیلی موضوع، ذهنم را درگیر نکرد ولی کم کم برایم مهم شد، که چرا باید این ذکر و حتی لحنی که آن را تکرار می کرد اینطور در ذهنم حک شده باشد! گذاشتم به حساب قوت یک برنامه قوی مذهبی که اجرای قوی هم  در آن نقش موثری داشت. ولی بعد فکر کردم که شاید این باشد! ولی همه اش این نیست! بشر بخواهد و نخواهد از خوبی ها رنگ می گیرد و از بدی ها هم .حتی آنجا هم که فکرش را نمی کند. هر حرکت کوچک یا بزرگ ما، مثبت یا منفی ما، هر جمله خوب یا بد ما وقتی بارها تکرار می شود بیش از تصور ما می تواند روی دیگران مستقیم و غیرمستقیم تاثیر داشته باشد. یک کار نیک هرچند خودمان به تبعاتش فکر نکرده باشیم می تواند تا سال ها بعد به یاد دیگران بماند و بالعکس کار خطای مان به همان میزان می تواند تاثیر منفی داشته باشد. مثل یکی از اساتیدم در یکی از مقاطع تحصیلی که هروقت به یادش حرف هایش می افتم بی اختیار یاد تفکر وهابیت می افتم!!!حالا بماند که این آدم چه می گفت و چه جملاتی را مدام تکرار می کرد که من هنوز بعد از این همه سال، یاد وهابی ها می افتم.

حالا نمی دانم دیگران با دیدن چه جمله یا چه کسی بی اختیار به یاد من می افتند ولی امیدوارم این یادآوری گرچه مثبت نباشد اما دیگر در حد یک فاجعه یا خاطره بسیار منفی یا رفتار غیر اخلاقی نباشد که اگر این طور باشد وامصیبتا!!!پناه بر خدا...


پی نوشت: می خواستم در مورد مطلب قبلی یادداشتی نزدیک به پست قبلی بنویسم ولی دیدم فعلا این یکی ذهنم را بیشتر درگیر کرده است.

اعوذ بالله من شر نفسی

" اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"


برچسب‌ها: تابلو یاد صلوات این شب ها

[ دوشنبه 13 خرداد1392 ] [ 1:32 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

هر بار که این خاک را به خون کشیده اند

بهار عاشق تر روییده است

حرف های لاله از دهان خاک نمی افتد.

.......................

اگر محمد شهید نشده بود الان یک مرد میانسال بود.امروز می شد پنجاه ساله. مثل خیلی از دوستان و همسن و سال هایش در فامیل لابد ازدواج که کرده بود، هیچ ! حتما" دو-سه تا بچه هم داشت. حتما حالا در شغل و حرفه اش حسابی جا افتاده بود، شده بود یک عکاس، یک تراشکار، یک سپاهی، یک استاد دانشگاه یا هرکس دیگر...

ده سال دیگر لابد بچه هایش ازدواج کرده بودند و نوه هم داشت و حتما دیگر بازنشسته بود و...

و بیست سال بعد...

این بود غایت زندگی اش!!! و این است غایت زندگی ِما؟نمی گویم این طور زندگی کردن غلط است.به هرحال اگر قرار بود که همه شهید شوند پس چه کسی باید می ماند تا انقلاب را به جلو ببرد اما مگر نه این است که خلق شدیم تا مصداق این آیه باشیم: "لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم باشیم؟

راستش از شما چه پنهان می توانم درک کنم که در آن زمان چه اتفاقی افتاد که مردهای آن دوران از همه آنچه هر انسانی باید داشته باشد دل کندند و این راه را انتخاب کردند اما نمی توانم بفهمم چگونه توانستند از خواسته هایشان کنده شوند؟ محمد به خواهرم گفته بود من ازدواج می کنم ولی بعد از جنگ...

اگر نگویید تو چه کاره ای که به جای او تصمیم می گیری با همه عشق و علاقه ای که به او دارم و جای خالی اش را در زندگی ام بارها احساس کرده ام اما به این حسن انتخابش در اوج جوانی اش تبریک می گویم. انتخابی در آغاز سالهای رویا پردازی و انتخاب هدف، در هجده سالگی.

محمد جان

پنجاهمین سالگرد تولدت مبارک.

شهید در روز تولدش و در این شب جمعه ماه رجب بهترین هدیه را به شما تقدیم می کند:

 

التماس دعا

بخشی از وصیتنامه شهید محمد ساسانی خواه:

این پیام خون من و هزاران شهید جنگ و انقلاب است که پیام ما را که همان اجرای احکام قران، عمل به مکتب آزادی بخش حسین و فرزند او امام خمینی است به دنیا برسانید و به آن عمل کنید.


برچسب‌ها: پنجاهمین سالگرد تولد شهید محمد ساسانی خواه

[ پنجشنبه 9 خرداد1392 ] [ 0:0 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

دو- سه روز قبل برای انجام کاری آمدم میدان شهدا، همین طور منتظر ماشین ایستاده بودم که احساس کردم صدای آواز پرنده می آید. برگشتم پشت سرم را نگاه کردم، پشت سرم یک پرنده فروشی بود پر از پرنده در قفس. حالم گرفته شد، اینقدر که چند دقیقه ماتم برد به پرنده ها! اینهمه پرنده توی قفس!

 وای وای وای پرنده اینقدر بی عرضه... پرنده باشی، پر پرواز داشته باشی و آن وقت یک قفس آهنی را لانه خودت بدانی!

نمی دانم این وسط کی مقصره؟ پرنده ها که مانده اند توی قفس یا مرد پرنده فروش که پرنده ها را کرده بود توی قفس؟

نمی دانم چرا یکهو بعد از این همه سال حالا از شغل پرنده فروشی بیزار شدم و از هرچی پرنده فروش ِ.

چند سال قبل یکی از اشنایان سه تا مرغ عشق را امانت گذاشت پیش ما! یک روز در قفس باز مانده بود دو تای آنها آمدند بیرون. نشان به آن نشانی که نتوانستند فرار کردند و دوباره تشریف شان را آوردند توی لانه عزیزشان.


برچسب‌ها: پرنده فروش

[ سه شنبه 7 خرداد1392 ] [ 0:24 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

دوران دبیرستانم یکی از خاطره انگیز ترین، شیرین ترین و تأثیرگذارترین دوران زندگیم است. گذشته از درس خواندن ها یا شیطنت های دوران نوجوانی زحمتی که در این مقطع پدرم برایم کشید از خاطرات قابل توجه و بسیار برجسته و مهم برایم است.

در آن زمان دبیرستان، نزدیک منزل خانه مان زیاد بود اما دبیرستانی که من فکر می کردم در آنجا می توانم آینده ام را بسازم، نزدیک نبود و حداقل چهار ایستگاه تا منزل مان فاصله بود. مدرسه هم برای مسیر ما سرویس نداشت از طرفی اتوبوس ها هم آن وقت صبح خیلی شلوغ بود، در آن سن و سال هم می ترسیدم تاکسی سوار شوم.

پدرم تمایل داشت من نزدیک منزل ثبت نام کنم، اما وقتی اشتیاقم را برای رفتن به این دبیرستان دید اصراری نکرد و اجازه داد خودم تصمیم بگیرم، من هم که بلند پرواز، روی خواسته ام ایستادگی کردم انگار می خواستم دنیا را با این انتخابم فتح کنم.

پدرم چهار سال صبح زود از خواب بیدار می شد تا من را مدرسه ببرد که هم دختر نازپرورده اش توی دبیرستان دلخواهش درس خوانده باشد و هم مجبور نباشد صبح ها زودتر از خواب بیدار شود و هم توی اتوبوس های شلوغ گیر نکند.

سال ها از آن روزها که پدرم خواب شیرین صبح گاهی را بر خود حرام کرده گذشته، دبیرستانم که تمام شده هیچ، دانشگاه را هم تمام کرده ام و به بخشی از اهداف و آرزوهای کاری ام رسیده ام که اگر آن از خودگذشتگی ها نبود، رسیدن به این خواسته ها ممکن نبود.

حالا از قضای روزگار در روزنامه ای کار می کنم که پدرم سال هاست از خوانندگان پروپاقرص آن است و به آن خیلی علاقه دارد. هر روز که روزنامه موردعلاقه اش را برایش به منزل می برم خوشحال هستم که توانستم گوشه ای از زحماتش را جبران کنم و بی اختیار یاد آن روزها می افتم. اما نمی دانم هربار که پدرم اسم مرا در روزنامه می بینید و نوشته هایم را می خواند یاد آن روزهایی می افتد که هر روز از زمان ِاستراحتش می گذشت تا دخترش نرم نرمک و سال ها بعد به خواسته اش برسد.

نوشته شده برای سایت سرسرای مهرخانه


برچسب‌ها: پدر

[ شنبه 4 خرداد1392 ] [ 18:25 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]

یا علی بن ابی طالب

محمد و دوستانش، فردا عصر مهمان شبکه مستند، برنامه نردبان هستند! راستش قضیه از این قرار است که محمد یک آلبوم کرم رنگ داشت که توی آن پر از عکس هایی بود که یا خودش به مناسبت های مختلف گرفته بود یا دیگران از او گرفته بودند و آن آلبوم را هم خیلی دوست داشت ، من که خیلی یادم نمی آید ولی مامان همیشه می گوید دوست نداشت کسی به این عکس ها دست بزند.

بخشی از عکس ها که خانوادگی و شخصی هستنند، می ماند بخشی دیگر که روز تشییع شهید دکتر بهشتی، روز قدس (احتمالا سال60) و در جبهه گرفته بود. اینکه در آن زمان که هرکسی دوربین شخصی نداشت یا عکس را خیلی مهم نمی دانست، اینقدر که حتی از خودش و خانواده اش هم عکس نداشت یعنی که محمد با آن سن کم به عکاسی خیلی علاقه داشت.علاقه داشت به ثبتِ لحظه ها!به هنر! و به روایت انقلاب و جنگ با زبان ِهنر.

از سال89 یک چیزی ذهنم را آزار می داد که چرا این عکس ها باید توی این آلبوم خاک بخورد، هر عکسی که متعلق به یک بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی ایران است، هرچند که با انگیزه شخصی گرفته شده باشد و هرچند که حتما حرفه ای هم نباشد. به همین دلیل در سالگرد محمد نمایشگاه عکسی در دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی با کمک دانشجویان هنر برگزار کردیم.

این عکسها که انصافا خیلی هنرمندانه کار شده در مراسمی که سال گذاشته در منزل گرفتیم و در جشنواره انارستان که آبان ماه برگزار کردیم، خیلی به کارمان آمد و حال هوای غیر رسمی و کاملا خودمانی به مخاطب ها می داد.

متاسفانه، امسال بنا به دلایلی نتوانستیم در منزل سالگرد بگیریم، اما در عوض یک اتفاق خوب افتاد! نمی دانم برنامه نردبان از شبکه مستند را می بینید یا نه!برنامه ای است که مستندسازان جوان کارهایشان را به آن می فرستند و ضمن پخش، نقد می شود.

 از سال گذشته خانم عادلی، مجری این برنامه اعلام می کرد آلبوم عکس هایتان را بفرستید ایمیل زدم و جریان را گفتم، آنها هم ضمن استقبال خواستند تا عکس ها را بفرستم اول قرار بود روز هجده اردیبهشت همزمان با سالگرد شهادت محمد پخش شود ولی در روز سالگرد محمد خانم عادلی اعلام کرد یخشی از عکس ها سوم خرداد و بخشی در روز هفتم تیر همزمان با سالگرد شهادت دکتر بهشتی و یارانش پخش می شود.

روز چهارشنبه از طرف برنامه نردبان ایمیل زدند و ضمن اعلام پخش آن از خودم هم دعوت کردند در برنامه حضور داشته باشند و امروز هماهنگی های لازم تلفنی انجام شد. البته احتمالا پخش عکس و حضور من در حد5تا10 دقیقه خواهد بود.

از شما دعوت می کنم روایت زندگی یک رزمنده18ساله و یک عکاس جوان را تماشا کنید که سعی کرده است بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی را از دید خود به تصویر بکشد و به امانت به دست ما بسپارد و عکس هایی که دیگران سعی کرده اند از این عکاس جوان بگیرند و به یادگار برای ما بگذارند.

جمعه: ساعت18، شبکه مستند،برنامه نردبان.


تصویر آلبوم و اولین دوربین محمد. بنا به دلایلی هرچه دوندگی کردیم نتوانستیم رضایت مسئولین را برای بردن دوربین به سر صحنه را جلب کنیم.

پی نوشت:

-رمز عملیات بیت المقدس یا علی بن ابی طالب بوده. تقارن تولد مولا و فتح خرمشهر را به فال نیک می گیرم.

-حق این بود در این شب عزیز و به مناسبت روز پدر در مورد پدر عزیزم، بهترین و مهربان ترین و صبورترین دوست زندگیم بنویسم کمااینکه می خواستم از یکی از خاطرات مربوط به دوران بیرستانم بنویسم که برنامه ام به هم خورد اما حتما روز شنبه مطلبی در این مورد خواهم گذاشت.

- افتخار می کنم به پدرم  که با وجود اینکه تنها پسرش را در آزادسازی خرمشهر داد اما هیچ وقت، هیچ وقت، و هیچ وقت یادم نمی آید در این سالها صحبتی از این کرده باشد که پدر شهید است یا پسر او هم شهید شده است.خودش را در نقابل پدر پنج شهید و چهار شهید و سه شهید و دو شهید هیچ ندیده... هدیه ای را که در راه خدا تقدیم کرده، بی منت تقدیم کرده...

پی نوشت بعد از برنامه:

ما از عکس های دوران کودکی محمد تا مراسم بعد از شهادت محمد رو فرستاده بودیم ولی فکر می کنم از حدود ۲۰ عکسی که فرستادیم در حدود شش-الی هفت عکس پخش شد

ولی در عوض زمان حضور من در برنامه بیشتر شد.

 از خانم عادلی مجری محترم برنامه نردبان تشکر می کنم که وقتی را در حدود 20 دقیقه در اختیار ما قرار دادند.

در این رابطه بخوانید.

 


برچسب‌ها: عکاس جوان, آلبوم تصویری, برنامه نردبان

[ پنجشنبه 2 خرداد1392 ] [ 22:16 ] [ فائزه ساسانی خواه ]

[ ]



مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ، اس ام اس های عاشقانه